تبليغاتX
-{Seyed Mohammad Mir Esmayeli }-

در مورد وبلاگ

یا علی گفتیم عشق آغاز شد

لینک دوستان

آقا زاده / وحید جلیلی / عبدالرضا داوری / محمد تورنگ / مصطفی آجرلو / حمید داودآبادی / مسعود دهنمکی / مهدی فاطمی / حامد طالبي / میثم زمان آبادی / زهرا جعفرزاده / محمد رضا زمردیان / میثم رشیدی مهرآبادی / الهه احمدی / اميرطاهر حسين خان / رحیم صفوی / حسین فدایی / عیلرضا زاکانی / میقات / مفحلون / پنجره / مجادله / مسعود ده نمکی / ری هنر / ..:: یا رب 121 ::.. / پایگاه اینترنتی مداحی / سکوت / اندیشــه ی نـــو / قرآن ناطق / سجاد رحیمی مدیسه / رضا عطاران / الهمنی /

موضوعات مطالب

عکس / اخلاقی / عرفانی / اجتماعی / بزرگان عرفانی / لختی پای درس بزرگان / سیاسیو از این حرفها / زندگی نامه فرزانگان و بزرگان / اهل بیت علیه السلام / شخصی / سوال و جواب / شعر /

پیوندهای روزانه

قرآن انلاین / مهندس رحیم مشایی / رهوا / فصل انتظار / چایخونه / جهاد مجازی / رضا عطاران .عزیز / تبیان / موعود / فارس / پارس قرآن / شیعه نیوز / پارسینه / تابناک / فردا / آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین

شهریور 1389 / مرداد 1389 / خرداد 1389 / اردیبهشت 1389 / دی 1388 / آذر 1388 / آبان 1388 / مهر 1388 / شهریور 1388 / مرداد 1388 / تیر 1388 / خرداد 1388 / اردیبهشت 1388 / فروردین 1388 / اسفند 1387 / بهمن 1387 / دی 1387 / آذر 1387 / آبان 1387 / مهر 1387 /

 

 

 

طلبه جوان و دختر سلطان

سلام و صلوات بر رسول رحمت صلی الله علیه

قران کريم مي فرمايد: نفس اماره به سوي بديها امر مي کند مگر در مواردي که پروردگار رحم کند (سوره يوسف آيه 53)

سلام عرض میکنم خدمت دوستان گرامی .راستش بعضی از داستان ها و حکایت های حقیقی که در زمان گذشته که نه من بودم نه شما انسان را همچنان به فکر .............

از یوسف پیامبر تا یوسف نبی از شیرین بگو تا فرهاد از لیلا بگو و مجنون.از میرداماد بگو تا دختر سلطان از..................

شمع دل

 میرداماد
شب هنگام محمد باقر -طلبه جوان-در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختري وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بيچاره اشاره کرد که سكوت كند و هيچ نگويد.
دختر پرسيد: شام چه داري ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌اي از اتاق خوابيد.
صبح که دختر از خواب بيدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان  نزد شاه بردند شاه عصباني پرسيد چرا شب به ما اطلاع ندادي!
محمد باقر گفت : شاهزاده تهديد کرد که اگر به کسي خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد...

شاه دستور داد که تحقيق شود که آيا اين جوان خطائي کرده يا نه ؟ و بعد از تحقيق از محمد باقر پرسيد چطور توانستي در برابر نفست مقاومت نمائي؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه ديد که تمام انگشتانش سوخته و ...
علت را پرسيد. طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه مي نمود هر بار که نفسم وسوسه مي کرد يکي از انگشتان را بر روي شعله سوزان شمع مي‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدين وسيله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شيطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ايمانم را بسوزاند. 

شاه عباس از تقوا و پرهيز کاري او خوشش آمد و دستور داد همين شاهزاده را به عقد مير محمد باقر در آوردند و به او لقب ميرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وي به عظمت و نيکي ياد کرده و نام و يادش را گرامي مي دارند. از مهمترين شاگردان وي مي توان به ملا صدرا اشاره نمود .

نفس اماره يکي از عواملي است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه مي کند . قران کريم مي فرمايد: نفس اماره به سوي بديها امر مي کند مگر در مواردي که پروردگار رحم کند (سوره يوسف آيه 53) انسانهايي که در چنين مواردي به خدا پناه ميبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط مي کند و به جايگاه ارزشمندي مي رساند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 3:37  توسط سید