تبليغاتX
-{Seyed Mohammad Mir Esmayeli }-

در مورد وبلاگ

یا علی گفتیم عشق آغاز شد

لینک دوستان

آقا زاده / وحید جلیلی / عبدالرضا داوری / رحیم صفوی / حسین فدایی / عیلرضا زاکانی / میقات / مفحلون / پنجره / مجادله / مسعود ده نمکی / ری هنر / ..:: یا رب 121 ::.. / پایگاه اینترنتی مداحی / سکوت / اندیشــه ی نـــو / قرآن ناطق / سجاد رحیمی مدیسه / رضا عطاران / الهمنی /

موضوعات مطالب

عکس / اخلاقی / عرفانی / اجتماعی / بزرگان عرفانی / لختی پای درس بزرگان / سیاسیو از این حرفها / زندگی نامه فرزانگان و بزرگان / اهل بیت علیه السلام / شخصی / سوال و جواب / شعر /

پیوندهای روزانه

قرآن انلاین / مهندس رحیم مشایی / رهوا / فصل انتظار / چایخونه / جهاد مجازی / رضا عطاران .عزیز / تبیان / موعود / فارس / پارس قرآن / شیعه نیوز / پارسینه / تابناک / فردا / آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین

خرداد 1389 / اردیبهشت 1389 / دی 1388 / آذر 1388 / آبان 1388 / مهر 1388 / شهریور 1388 / مرداد 1388 / تیر 1388 / خرداد 1388 / اردیبهشت 1388 / فروردین 1388 / اسفند 1387 / بهمن 1387 / دی 1387 / آذر 1387 / آبان 1387 / مهر 1387 /

 

 

 

رهبر عظيم‌الشأن‌تان را دوست بداريد؛ او دلداری است

حضرت علامه استاد الحق عارف کامل آیت الله آملی ((حفظه الله))

حضرت علامه حسن زاده آملی از علمای برجسته وسرشناس حوزه علمیه قم که به جهت مراتب ویژه علمی و عرفانی از استوانه‌های حوزه‌های علمیه به شمار می روند، در انتهای یکی از جلسات سخنرانی خود، عبارات مهمی را در شأن رهبر معظم انقلاب بیان فرموده‌اند. نظر به اهمیت این سخنان، رجانیوز متن کامل سخنان معظم له پیرامون سجایای رهبر معظم انقلاب را به همراه فایل تصویری سخنان ایشان در اختیار کاربران خود قرار می‌دهد:

رهبر عظيم‌الشأن‌تان را دوست بداريد. عالمی، عادلی،‌ رهبری، مؤمني، ‌موحدي،‌ سيّاسي، دلداري، رهبري، انسان رباني، پاك،‌ منزه، كه دنيا شكارش نكرده من جايي [سراغ] ندارم که عرض کنم.

همان که عرض کردم:
نه شكوفه‌اي، نه برگي، نه ثمر، نه سايه دارم / همه حيرتم كه دهقان به چه كار كشت ما را

قدر اين نعمت عظمی را كه خدا به شما عطا فرمود، قدر اين رهبرِ وليّ وهمان عبارات كه سرور عزيزم جناب استاد حدادعادل، ارائه دادند؛ رهبري، وليی، الهي.

الآن اين انسجام ما، تكليف شرعي ماست. مبادا عزيزان! آقايان مبادا! (اين "مبادا" را توجه داشته باشيد)

مبادا آقايان! اول انقلاب يادتان هست چند فرقه برخاستند كه مي‌خواستند كشور را تجزيه كنند؟ حواستان جمع باشد، مبادا اين وحدت ما را! مبادا اين جمعيت ما را! مبادا اين كشور علوي را! مبادا اين نعمت ولايت را! از دست شما بگيرند.

خدايا به حق پيغمبر و آل پيغمبر سايه اين بزرگ‌مرد، اين رهبر اصيل اسلامي، حضرت آيت‌الله معظم خامنه‌اي عزيز را مستدام بدار.

و الهي آمين، الهي آمين، الهي آمين. بعدد كلماتت آمين.

 

فایل تصویری

تقدیم نامه علامه حسن زاده آملی به مقام معظم رهبری که در ابتدای کتاب " انسان و عرفان "

همچنین حضرت علامه حسن زاده آملی در پی سفر رهبر معظم انقلاب به شهرستان آمل در سال 1373 کتاب "انسان و عرفان" خود را به ایشان تقدیم کرده‌اند، این متن ادبی و محبت آمیز به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الم تک آیات الکتاب الحکیم هدی و رحمه للمحسنین

با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظم،جناب خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف- ، این اثر نمونه دوران را اعنی،رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالاسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران ، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلدطیب و خطه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران ، به پیشگاه مبارک آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم می دارم، و عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقه الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم.

یارب دعای خسته دلان مستجاب کن.

20/3/1377 حسن حسن زاده آملی

منبع: رهوا

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 3:41  توسط سید 

توصیه آیة الله بهجت(ره):چگونه امام زمان(عج) را ببینیم؟

با عرض سلام و شاد باش خدمت تمام  عاشقان و شیفتگان حضرت آقا صاحب الزمان (عج) سید ما و مولای ما  به مناسبت میلاد فرخنده و پر بهجت منجی عالم بشریت سفیر بر حق خدا حضرت مهدی موعود٬ هم نام حضرت رسول (ص) و آنکه به هشتاد و اندی نام و القاب نیز خوانده می شود که هریک از نامها بیانگر مقامات عالیه آن حضرت می باشد وبرای تبرک از جمله برخی نامها و لقبهای حضرت مهدی عبارتند از: حجت خدا٬ ختم اوصیا٬ منتَظَر٬ وارث٬ باعث٬ طاهر٬ طیب٬ داعی٬ خلف صالح٬ قائم به حق٬ مظهر دین٬ دادگستر٬ بقیة الله٬ صاحب الزمان٬ صاحب شمشیر٬ منصور٬ تالی٬ نائب٬ خالص٬ منتقم٬ غریب٬ صاحب الامر٬ سید٬ جابر٬ عادل٬ مظفر٬ خلیفة الاتقیاء٬ مبارک٬ مهدی آل محمد٬ وصی الحسن٬ ولی عصر٬ یعسوب الدین٬ صاحب خانه٬ ثاثر٬ خازن٬ باسط٬ برهان٬ مضطر٬ احسان٬ ناطق٬ کاشف الغطا٬ سدرةالمنتها٬ هادی٬ خلیفةالله٬ مدبر٬ غایب٬ حمید٬ اباصالح٬ بلد الامین٬ لوا اعظم٬ طاب التراث٬ صاحب الرجعه٬ صمصام الاکبر٬ کلمةالحق٬ منعم٬ محسن٬ حامد٬ مهدی٬ القائم المنتَظَر و ..

و چه زیباست که سایر ادیان از قبیل تورات٬ انجیل و متون آیین هندو و کتابهای فرنگی دیده میشود : اوقیدمو٬ لندیطارا٬ ماشع٬ شماطیل٬ مهمیذ الآخر٬ واقیذ٬ فیذموا٬ مسیح الزمان٬ خداشناس٬ میزان الحق٬ لسان الصدق٬ منصور.


و چه متین که ایرانیان او را با نام های :راهنما٬ ایستاده٬ ایزد نشان٬ خجسته٬ فرخنده٬ خسرو٬ بندۀ یزدان٬ سروش ایزد٬ کیقباد٬ بهرام٬ پرویز٬ فیروز. مینامند

این توصیه نورانی حضرت آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه را تقدیم میکند به تمام عاشقان حضرت صاحب الزمان .عج.  در تمام عالم و تمام ادیان الهی که همه او را میجویند

آیة الله العظمى بهجت(ره) در پاسخ به سؤال یكى از مسئولین حزب الله در مورد چگونگى امكان تشرف به محضر مقدس حضرت بقیة الله اعظم فرمود:

 

راه رسیدن به حضرت، یاد دائم آن بزرگوار است، یاد دائم و عدم غفلت لحظه‎اى از آن حضرت، آدمى را به محضر آن حضرت مى‎رساند. یاد دائم حضرت، كار مشكلى نیست حتى از تنفس فیزیكى بدن نیز آسان‎تر است. ولى همت مى‎خواهد.

انسان عاشق حضرت، پس از توجه دائم همانند رسیدن به بلوغ، خود را طورى دیگر مى‎یابد.

 او خواهد آمد

المتمسك بذيل الولايه

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 5:33  توسط سید 

بله، مؤمنان هم علم غيب مى دانند!

آقا سيّد مرتضى كشميرى ـ رحمه اللّه ـ از كسانى بود كه تظاهر به غيب گويى مى نمود. شخصى مى گفت: پشت سر سيّد مى رفتم، به ذهنم خطور كرد كه مگر كسى غير از امام معصوم ـ عليه السّلام ـ هم غيب مى داند؟ در اين هنگام، سيّد ـ رحمه اللّه ـ برگشت و به من گفت:

65

«نَعَمْ، أَلْمُؤْمِنُونَ يَعْلَمُونَ!» آرى، مؤمنان هم [علم غيب] مى دانند! در فكر فرو رفتم كه «نَعَمْ» گفتن ايشان براى چه بود، من كه فقط در ذهنم خطور كرده بود!

 

در روايت هم داريم كه حضرت امام موسى كاظم ـ عليه السّلام ـ عليهِ يكى از امام زاده ها فرمايشاتى فرمودند. راوى مى گويد: در آن مجلس فورا به ذهنم خطور كرد كه حضرت ما را به صله و احسان به نزديكان و خويشاوندان امر مى فرمايد، ولى خود درباره ى ارحام خود چنين مى فرمايد! تا در دلم چنين خطورى شد، فورا حضرت فرمود: اين هم كه عليهِ آن امام زاده گفتيم، از بِرّ و احسان ما به اوست تا با اظهار اختلاف ميان ما و او، از دشمنان محفوظ بماند.

منبع: پايگاه اطلاع رساني آيت الله بهجت(رحمة الله عليه)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 4:57  توسط سید 

آغاز ماه رجب با کمک به کودکان سرطانی

محک
دوستان خوبم این پیشنهاد طلایی را از دست ندهید و ماه رجب را با این امر خیر آغاز کنید. به هر   
میزان و مبلغی که می توانید حتی هزار تومان

 بله حتی فقط با یک هزار تومانی


 اميرالمومنین آقا علي علیه السلام فرموده‌اند:

هر كس در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند روز قيامت در بهشت او را به ثوابي گرامي مي‌دارد كه هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و به خاطر بشري خطور نكرده است.


و این حکمت را یادآور می شوم:

الفرصة تمرّ مرّ السحاب!
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 17:33  توسط سید 

معناى افتخار اینست

سلام خدمت دوستان عزیز و دل گرم خودم اول از همه سال جدید را تبریک عرض میکنم .و ببخشید که کمی دیر بروز رسانی کردم .راستش تو این بلاگ با خیلی از بنده های خوب خدا آشنا شدم و خیلی از دوستان بنده را محرم اسرار خود دانسته ومشکلات و جریانات روز گذشت خود را برای من تو نظرات و ایمیل ثبت کردند .که همه این نظرات با تلخیها و شیرینها برایم جالب بود .اما دو تا از این دوستان گرامی ازم کمک خواستند از من .برایم خیلی خیلی سوزنده بود.البته جواب دوستان عزیزم را دادم .و جواب نامه من همین داستان زیبا و حقیقی از شیوانا است

دوستدارم نظر یا تفکر شما را درباره این دست نوشته خودم بدانم

معنای حقیقی افتخار

زن و دختر جوانی پیرمردی خسته و افسرده را کشان کشان نزد شیوانا آوردند و در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا سوالی را از جانب آن ها از پیرمرد بپرسد!
شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتار زشت دختر و زن با پیرمرد پنهان کند، از زن قضیه را پرسید. زن گفت: "این مرد همسر من و پدر این دختر است. او بسیار زحمت کش است و برای تامین معاش ما به هر کاری دست می زند. از بس شب و روز کار می کند دستانی پینه بسته و سر و صورتی زخمی و پشتی خمیده و قیافه ای نه چندان دلپسند پیدا کرده است. وقتی در بازار همراه ما راه می رود ما در هیکل و هیبت او هیچ چیزی برای افتخار کردن پیدا نمی کنیم و سعی می کنیم با فاصله از او حرکت کنیم. ای استاد بزرگ از طرف ما از این پیرمرد بپرسید ما به چه چیز او به عنوان پدر و همسر افتخار کنیم و چرا باید او را تحمل کنیم!؟"
شیوانا نفسی عمیق کشید و دوباره از زن و دختر پرسید: "این مرد اگر شکل و شمایلش چگونه بود شما به او افتخار می کردید!؟
دخترک با خنده گفت: "من دوست دارم پدرم قوی هیکل و خوش تیپ و خوش لباس باشد و سر و صورتی تمیز و جذاب داشته باشد و با بهترین لباس و زیباترین اسب و درشکه مرا در بازار همراهی کند."
زن نیز گفت: "من هم دوست داشتم همسرم جوان و سالم و تندرست و ثروتمند و با نفوذ باشد و هر چه از اموال دنیا بخواهم را در اختیار من قرار دهد. نه مثل این پیرمرد فرتوت و از کار افتاده فقط به اندازه بخور و نمیر برای ما درآمد بیاورد!؟ به راستی این مرد کدام از این شرایط را دارد تا مایه افتخار ما شود؟ ای استاد از او بپرسید ما به چه چیز او افتخار کنیم!؟"
شیوانا آهی کشید و به سوی پیرمرد رفت و دستی به شانه اش زد و به او گفت: "آهای پیرمرد خسته و افسرده! اگر من جای تو بودم به این دختر بی ادب و مادر گستاخش می گفتم که اگر مردی جوان و قوی هیکل و خوش هیبت و توانگر بودم، دیگر سراغ شما آدم های بی ادب و زشت طینت نمی آمدم و همنشین اشخاصی می شدم که در شان و مرتبه آن موقعیت من بودند!؟"
پیرمرد نگاه سنگینش را از روی زمین بلند کرد و در چشمان شفاف شیوانا خیره شد و با صدایی آکنده از بغض گفت:" اگر این حرف را بزنم دلشان می شکند و ناراحت می شوند!! مرا از گفتن این جواب معاف دار و بگذار با سکوت خودم زخم زبان ها را به جان بخرم و شاهد ناراحتی آنها نباشم!"
پیرمرد این را گفت و از شیوانا و زن و دخترش جدا شد و به سمت منزل حرکت کرد.
شیوانا آهی کشید و رو به زن و دختر کرد و گفت: "آنچه باید به آن افتخار کنید همین مهر و محبت این مرد است که با وجود همه زخم زبان ها و دشنام ها لب به سکوت بسته تا مبادا غبار غم و اندوه بر چهره شما بنشیند.

پایان

خواهرگرامی من انشالله از این داستان کمک و نظر بنده را دریافت کرده باشید

دوستان گرامی لطف فرماید تا جای که امکان دارد نظر خصوصی ندهید چون....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 14:36  توسط سید 

سه ضربه

سلام خدمت شما عزیزان و دوستان دل گرم

سه ضربه  داستان مسابقه بوکس نیست سه ضربه پور از معناو مفهوم است


مريدي از استادش پرسيد: چطور مي توانم در زندگيم بهترين شيوه عمل را بشناسم؟ استاد از مريدش خواست ميزي بسازد. وقتي ساخت ميز رو به پايان بود و تنها لازم مرید بود ميخ هاي رويه ميز را بکوبد، استاد به مريد نزديک شد.
مريد داشت با سه ضربه دقيق ، ميخ ها را در جاي خود مي کوبيد. اما با يکي از ميخها مشکل داشت، و مجبور شد يکبار ديگر بر آن بکوبد. چهارمين ضربه ميخ را در چوب فرو برد و چوب زخمي شد.
استاد گفت: دست تو با کوبيدن سه ضربه آشناست. هنگامي که عملي به عادت تبديل شود، معناي خود را از دست مي دهد؛ و ممکن است به آسيبي منجر شود. هر عملي عمل توست، و تنها يک راز وجود دارد: هرگز مگذار عادتي بر حرکتهاي تو حاکم شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 3:13  توسط سید