تبليغاتX
دل نوشته - شخصی
قافله عشق همراه با بوی سیب و محرمی دیگر از راه رسید در سفر تاریخ و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا...

این سخنی است که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد...

محرمی دیگر از راه رسید و دیگر بار که چندین قرن از غروب غریبانه عاشورا و كربلای ۶۱ هجری می‌گذرد، یاد رشادت، پایداری، عدالتخواهی، شهامت و شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، ابوالفضل العباس(ع) و هفتادو دو پایمرد صحرای کربلا دوباره در دل‌ها جان گرفت چراكه حماسه كربلا و واقعه ی عاشورا مهم‌ترین رخدادی بوده كه مظلومیت امام حسین(ع) و ددمنشی دشمنان اهل بیت را روایت می کند که شاید نظیر چنین حادثه ای در هیچ جای تاریخ اتفاق نیفتاده است.

نام حسین(ع) با محرم پیوند خورده و جانفشانی او و یاران باوفایش به محرم، روح و حیات دمیده است. ماه محرم برای شیعیان و عاشقان حسین(ع) از آن سالهای دور تا به حال، ماه حزن و اندوه بوده است.

 آنان همه ساله به عشق امام حسین(ع) گرد هم می آیند، بر مظلومیتش اشک ماتم می ریزند و از چشمه زلال عنایتش سیراب می شوند.

به بيان رهبر معظم انقلاب: «حسين‌ بن علي(ع) با ساز و برگ جنگ به كربلا نيامده بود. آن كسي كه مي‌خواهد به ميدان جنگ برود، سرباز لازم دارد؛ اما امام حسين بن علي(ع) زنان و فرزندان خود را با خود آورده است. اين به معناي آن است كه اينجا بايد حادثه‌اي اتفاق بيفتد كه عواطف انسان‌ها را در طول تاريخ همواره به خود متوجه كند.» (خطبه‌هاي نماز جمعه، 26 فروردين 1379)

حسين و حواريونش با جان و ايمان آمده‌اند تا نه خون دشمن، كه خون خود بريزند و اسوه‌ ايثار و فداكاري براي تمامي عاشوراها و كربلاهاي تاريخ باشند.

اما نه چنان است كه اين مسيح بر صليب، گناه آيندگان را به جان خريده باشد، او خار چشم گنهكاران همه تاريخ و مايه‌ بيداري همه‌ مظلومان و ستمديدگان عالم بشريت است؛ براي ما كه در اين زمانه به سر مي‌بريم و وقايعي همچون انقلاب اسلامي بهمن 1357 و دفاع مقدس هشت‌ساله در برابر رژيم بعثي عراق را پيش چشم داريم، باور اين حقيقت، دشوار نيست.

اما عاشورا و كربلا فقط از آن ما مسلمانان نيست. آنچه در محرم سال 61 هجري به وقوع پيوست حادثه‌اي از آن تاريخ است و متعلق به تمامي آيندگان.

حسين بن علي(ع) امروز در اقصي نقاط جهان شناخته شده است و ماجراي زندگي و مرگ زيباي او تحسين هر آزاده‌ آزادي‌خواهي را با هر مرام و مسلك و دين و آييني برمي‌انگيزد. مردمان شايد همه، اسلام را نشناسند اما عدالت و آزادي و عزت و كرامت نفس را مي‌شناسند.



حسین(ع) برخلاف آنچه غافلان از سر دشمنی بر زبان می‌رانند، نه تنها مظهر جنگ و خونریزی و خشونت نبود كه نماد بی‌بدیل مظلومیت و شهادت است.

حسین(ع)به كربلا نیامد كه انتقام بگیرد، آمد كه دیگران در طول تاریخ، انتقام خون پاك او و یارانش را از یزیدیان زمانه بگیرند.

حسین به كربلا نیامد تا بجنگد، آمد تا شاهدی باشد هماره زنده بر مظلومیت حق و فریبندگی باطل، او نه برای خونخواهی، كه برای عدالت طلبی و شهادت در سرزمین بلاخیز کربلا قدم گذاشت.

حسین(ع) و یارانش با جان و ایمان آمده‌ بودند تا نه خون دشمن، كه خون خود بریزند و اسوه‌ ایثار و فداكاری برای تمامی عاشوراها و كربلاهای تاریخ باشند.

حسین(ع) فقط رضای خدا را در نظر داشت و جان خویش و اهل بیت و اصحاب خویش را با خداوند معامله نمود. تحمل تشنگی و رنجهای عاشورا و اسارت اهل بیت او برای رضای رب العالمین بود تا مکتب و دینش زنده بماند تا جامعه گرفتار در ظلم آزاد گردد.

حسین(ع)خواست مسلمانانی که پیامبر و علی و فاطمه (ع) را فراموش کرده بودند دوباره برگرداند، او میخواست مردم اسیر و برده دنیا و خواهشهای نفسانی خویش نشوند، او یاد و خاطره معاد را زنده گردانید، او میخواست مکتب توحیدی لا الله الا الله باقی بماند، او میخواست بیت المال مسلمانان که در دست جنایتکاران افتاده بود و همه حیف و میل میشد به مسلمین بازگرداند.

حسین(ع) میخواست دوباره قرآن همراه با فهم حقایق تلاوت گردد، او میخواست به انسانهای جهان بفهماند که دیندار واقعی باشند و هیچگاه در مقابل ظلم ستمگران سکوت نکنند و تنها در سایه ی آگاهی از دنیا و همنوعان خود بندگی خداوند را شایسته خویش بدانند.

اما عاشورا و كربلا فقط از آن ما مسلمانان نیست. آنچه در محرم سال 61 هجری به وقوع پیوست حادثه‌ای از آن تاریخ است و به تمامی آیندگان تعلق دارد. حسین بن علی(ع) امروز در اقصی نقاط جهان یک الگوی وارسته و شناخته شده است و ماجرای زندگی و وداع زیبای او با زندگی، تحسین هر آزاده‌ ای را با هر مرام و مسلك و دین و آیینی برمی‌انگیزد. مردمان شاید همه، اسلام را نشناسند اما تمامی نسل ها عدالت و آزادی و عزت و كرامت نفس را می‌شناسند.

اینها همه و همه ارزش‌های انسانی هستند که نه صرفا اسلامی، بلکه هرآن‌كس كه آزادی و آزادگی را قدر بنهد، سیدالشهدا را هم می شناسد و هر آن‌كس كه آزادیخواهی و عدالت‌طلبی آرمان او باشد.حسین(ع)، پیشوا و امام اوست. برای همین است که این روزها حال و هوایمان عوض شده و در هر کوی و برزن وطنمان نام "یا حسین" حیاتی دوباره گرفته است، صدای "یا مظلوم" از ماذنه‌های شهر در همه‌جا پیچیده است و شیفتگان حسین(ع) با جامه‌های سیاه زیر خیمه وفاداری‌اش دل را با نوحه و سوگنامه های حضرتش آذین بسته اند.

نام حسین (ع) که بر زبانت می وزد، جانت جوانه می زند، بارانی می شوی، سراپایت آینه می شود، بلند می شوی، وضوی اشک می گیری و سرازیری چشمانت را به شیون می نشینی. چون میدانی که آغاز فصل دلدادگی و عرض ارادتمندی به آقا امام حسین(ع) فرا رسیده و در سایه اهتزاز بیرق‌های عزاداری‌اش هنوز هم می توانی راه و رسم حقیقی آزادگی را بیاموزی و فریاد "هیهات منا الذله" اش را در وانفسای زمانه ات معنا کنی و با سرلوحه قرار دادن آرمان های او آینده ات را سامان ببخشی ...

حسین هنوز هم تشنه لبیک است
هوالیس به صبح القریب

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 3:57 توسط سید |

بیچاره آمریکایی ها ؛ بدبخت غربی ها

سالیان است که خودشان را می کشند و اتاق فکر و برنامه ریزی و چاره سازی

و با هویت یک ملت بازی ،

و باز محرم می شود و هرچه رشته بودند می شود آش رشته ی نذریِ رقیه !

سیّاسان شان می نشینند و مطالعه و تحقیق و جاسوسی می کنند

چندین سال

و بعد نتیجه آن می شود که هان ،

فهمیدیم ، مشکل این ملت آن است که اتحاد دارند و روحیه ی شهادت طلبی

و غیرت !

باید کاری کنیم که بشوند بی غیرت ...

دین را می کوبیم ، جک می سازیم ، رمان می نویسیم

مسخره می کنیم ؛

ترک و لُر و فارس را به جان هم می اندازیم

و پابند دنیاشان می کنیم ؛

دختران شان را خر می کنیم تا وقتی به خیابان می روند

خیال کنند دارند به حجله ی عُرس می روند

و جوری آرایش کنند که آسایش پسران شان گرفته شود

و قدرت مغزشان ؛

تا به جای مُخ ، ...شان کار کند صبح تا شام .

روزشان را شام می کنیم

و مشام فطرت شان را زُکام

تا کام شان فقط دود را بشناسد و عینک دودی و بنزِ شیشه دودی را

تا میراث اسلاف شان را دود کنند و بخندند ، مثل شیشه کش ها ؛

و آخر سر بگویند : کدام اسلام ؟ کدام امام ؟ بزن به سلامتی هرچه با مرام ...

این کاری است که آنها می کنند ؛ تهاجم !

و کاری که ما می کنیم ، یعنی نمی کنیم

این است که سال تا سال ، دست روی دست می گذاریم و دل دل می کنیم

که نهی از منکر ، بکنیم ؟ نکنیم ؟ کار فرهنگی ، جواب می دهد ؟ نمی دهد ؟

به راستی ، با این کاستی ، اگر حراستی غیبی نبود ، چندین سال پیش ما به هلاکت رسیده بودیم ؟!

ولی ...  باز محرّم می شود و گاهِ آب بندیِ پیچ های شُل شده  

و طیّاره های نامرئی ، گَردِ اشک بر مَرغزار جان ها می پاشند

و شورشی می شود ؛ شورِ شور !

و باز هم جوان های گناهکار ، بین روضه ، عهد می بندند که برگردند

و از روضه ی مسلم شرم شان می آید ، که امام شان را تنها بگذارند

و شام رقیه ، عرق شرم و اشک چَشم را تلاقی می دهد

که خرس گنده ! تو اندازه ی یک دختر سه ساله هم به درد امامت نمی خوری !!

و باز هم پیوند امت و امامت ...

اتاق های فکر شیطانی ، باز هم بنشینید و تار عنکبوت ببندید بر درِ خانه ی عشق !

امام ، میان دارِ حسینیه ی این قیام ، می نویسد :

(( ما مفتخريم كه ائمه معصومين ما - صلوات الله و سلامه عليهم - در راه تعالي دين اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكي ازابعاد آن است ، در حبس و تبعيد به سر برده و عاقبت در راه براندازي حكومتهاي جائرانه و طاغوتيان زمان خود شهيد شدند. ))

و این همان است که گفت

این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است ...

الی الحَشرِ حتّی یَبعَثَ اللهُ قائماً / یُفَرِّجُ عنّا الهَمَّ و الکُرُباتِ ...

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 3:1 توسط سید |

به عمل کار برآيد به سخنراني نيست ؛

ولا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم

چند سالي است كه رهبر فرزانه انقلاب هر سال را با عنوان يك نام نامگذاري كرده و به اين ترتيب طي رهنمودهايي دل سوزانه و پدرانه از مسوولان و مردم مي‌خواهند آن موضوع را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند تا «مفید»برای کشور و خودمان باشد.

امسال نيز با توجه به رويكرد سال گذشته در اصلاح الگوي مصرف انرژي به نام «جهاد اقتصادي» مزين شد تا دولت، مجلس و قوه قضاييه از يك سو و مردم از سوي ديگر، اين شعار را نصب‌العين خود قرار داده و به آن جامه‌عمل بپوشانند.

خاصه از آن رو كه دشمنان بيروني انقلاب اسلامي با حربه تحريم و اعمال فشار اقتصادي، جنگ اقتصادي تمام عیاری را همه‌جانبه‌ ای را با ايران آغاز كرده‌اند كه طبعا مقاومت ايرانيان در برابر آن بايد وارد فاز جهادي شود تا علاوه بر مهار هجمه‌ها، رشد و پيشرفت كشور نيز دچار خدشه نشود و سرعت گيرد.

حال با سپري شدن حدود 4ماه از آغاز اين سال و به‌رغم رويكرد دولت و مجلس در تحقق و پيگيري اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها به نظر مي‌رسد تا پيگيري تام و تمام اين پيام و عملياتي شدن آن به طور كامل هنوز راه درازي باقي است.

نگاه دشمن معطوف به اقتصاد است

با تاسف بايد گفت ظاهرا دستگاه‌هاي مخاطب «جهاد اقتصادي» اكنون به همان سخنراني‌ها و كلي‌گويي‌هاي خود درباره اين امر پايان داده و شايد با خود فكر كرده‌اند بايد به سراغ كارهاي عادي و برنامه‌هاي مدون قبلي رفت!

اگر ماجرا اين‌گونه باشد ـ كه متاسفانه به نظر مي‌رسد باشد ـ بايد گفت براي حركت دادن قطار به سوي تحقق جهاد اقتصادي توسط دستگاه‌هاي اجرايي، جهاد جداگانه‌اي لازم است و انگار به جاي فرهنگ‌سازي براي مردم، بايد آقايان را توجيه كرد كه وقت گذشته است و كاروان همچنان بر زمين كاروانسرا بلاتكليف و رهاست.

در حالي كه كشور با تحريم‌هاي گوناگون و فشارهاي بين‌المللي مواجه است،و دشمنان بیرونی چشم آلوده خود را به داخل دوخته اند، غرب براي مضاعف كردن فشارهاي خود بر جمهوري اسلامي ايران نه‌تنها از ابزارهاي اقتصادي استفاده مي‌كند، بلكه درصدد ناكام جلوه دادن فعاليت‌هاي اقتصادي ايران از طرق مختلف است. مزين كردن سال 90 به نام جهاد اقتصادي و با هدف مشخص كردن افقي روشن براي مسوولان نكته‌اي بجا بوده است.که باید این آقایان در این امر بسیار مهم بصیرت و ولایت پذیری را سر لوحه خود قرار دهند .

مردم منتظر جهادی عظیم هستند

اما اینگونه كه مشاهده مي‌شود هنوز هيچ‌يك از دستگاه‌هاي مسوول بجز مشتي كلي‌گويي و سخنراني، هيچ برنامه مدوني براي اجراي جهاد اقتصادي اعلام نكرده و نگفته‌اند بالاخره برنامه شفاف، مشخص، عملي و اجرايي‌شان براي اين امر چيست.

خطاب به این آقايان تصميم‌ساز و اجراكننده بايد گفت بي‌توجهي به «جهاد اقتصادي» و جدي نگرفتن آن، بي‌توجهي به منافع ملي نظام كشور است كه با ناديده‌گرفتن و پاك كردن صورت مساله، حل نمي‌شود.

قطعا اقتصاد ايران همپاي اقتصاد جهاني در حال تغيير است و اين تغيير همراه با اجراي جراحي بزرگ اقتصاد ايران وضعيت حساسي را براي كشور رقم زده است.

حال در اين وضعيت ـ بي‌رو در بايستي بگوييم ـ هرگونه غفلتي از جهاد اقتصادي مي‌تواند چالش‌هاي بزرگي براي كشور ايجاد كند. لذا در انتظار ماندن براي اعلام برنامه‌هاي شفاف جهت تحقق هرچه زودتر جهاد اقتصادي توقع بي‌جايي به نظر نمي‌رسد...

حال اگر آقایان روی این موضوع برنامه ریزی دارند و انجام میدهند باید با اطلاع رسانی دروست مردم را آگاه کنند ،چون مردم خواستار این هستند تا مسئولین جوابگو باشند .

مردم اقتصادی ولایتمدار

حال كه مردم جهاد اقتصادي را فداكارانه از سال گذشته پیرو فرمایش ولی امر خود با اجراي داوطلبانه قانون هدفمند كردن يارانه‌ها و همراهي خوب با نظام آغاز كرده‌اند و گام اول را در جهاد اقتصادي برداشته‌اند دولت نيز بايد با كنترل و مديريت حاشيه‌ها به موضوعات اصلي پرداخته، تصديگري خود در عرصه اقتصاد را به حداقل كاهش دهد و با مساعد ساختن زمينه مشاركت بيشتر مردم و بخش خصوصي جهش اقتصادي را موجب شود، چراكه تنها با وارد كردن تفكر جهادي و ايجاد جهش در عرصه اقتصاد مي‌توان گذشته را جبران و احكام و اهداف قانون برنامه پنجم توسعه را تامين كرد. البته نمايندگان مجلس نيز بر اين امر صحه گذاشته و خواهان جدي‌تر گرفتن موضوع جهاد اقتصادي با توجه به تاكيدات رهبر معظم انقلاب شده‌اند.

+ نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 8:19 توسط سید |

آجرک الله فی هذه المصیبات یا صاحب الزمان

سلام بر سید غریب و مظلوم دلمان مهدی فاطمه آن یگانه عزا داره ,خون خواه اربابمان حسین بن علی علیه السلام

مهدی جان خوب میدانم که حسین را منتظرانش کشتند سیدنا معرفتی عنایت کن تا بدونه هیچ امتحانی به شما برسم یا مهدی جان 

آنان که حسین را بهتر شناخته اند از مردانگی اش می گویند، اکثرا از مظلومیتش که نمی دانم چرا درکش نمی کنم و من می خواهم از تنهایــیش !بگویم

...
و حــســـین
میان همه اینهــمه
که نامش را فریاد می کنند
میان اشکهایی
که به یادش می ریزند
پشت همه داربست های بلند
پشت همه پرچم های سیـــاه و سبــز و ســرخ
!در میان ایــــنهمه هیـــــــــچ
!گم شده است و تنهاست
!!!دشمنانش
آشکــــــــــارا
! توان مبارزه با او را ندارند
و تنها سلاح حقیرشـــان
زبان یاوه گویـــشان است
مثل ماهــی
دهانشان باز و بســـته می شود
و اصواتـــی نا مفهوم و پوچ
از آنها خارج مــی شود
و یارانـــــــــش؟
کجـــــــــــــــــــــایند؟؟
...
آری حســـین
بیشتر از مردانگـــی اش
سرشار تر از عزتــــــش
بزرگــــتر از نامش
تنـــهــــاســت
اینگونه است
و جز این نیست
که هنــــوز
حـــســــیــــــن
مــی خوانـــــمش

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 15:48 توسط سید |

مردم پس از خواندن خبر فوت کردان زیر لب با تعجب و گاهی به طعنه می پرسیدند, چه طور شد که حالا مرد؟ اوکه سالم بود! 

اینکه فشارهای روحی در سال  گذشته سبب شدت گرفتن ببیماری کردان بوده است,  مردم عادی را که شاهد تراژدی کردان در مجلس بودند را نیز متاثر کرد.

پیش تر  که موفق به گفت و گویی دو روزه با او شده بودیم, نه گله ای داشت و نه اندوهی. تنها در تعجب بود از دوستان سال های نه چندان دورش مثل  آقای لاریجانی  که  سال ها برایش و بجایش  صدا و سیما را مدیریت کرده بود, لاریجانی ای که خود تایید کننده  توانایی مدیریت کردان  برای  وزارت کشور نزد رهبر انقلاب بوده است و به یک باره می شود صحنه گردان نمایشنامه مرگ کردان که تنها کمی قبل از فوت همیشگی کردان اجرا شد, زمان گرفتن رای اعتماد در مجلس به او گفته بود باید محکم باایستی و ما هم می ایستیم [...]   

از عبدالله جاسبی گفت که روز اسیضاح با او تماس گرفته و خواهش می کند حالا  که می رود تا  آب رویش را بریزند, مواظب باشد تا  مبادا چیزی  هویدا کند که آب رویی از او برود. می گفت با هم رفیق بوده اند و جاسبی وقتی فهمیده در انتخابات ریاست جمهوری او به توکلی رای داده بسیار ناراحت شده است [...]

توکلی هم برایش سنگ تمام گذاشت در مجلس. می گفت تا چند سال قبل آقای توکلی هر کاری شروع می کرد من رو دعوت می کرد. همین روزنامه فردا را که راه انداخته بود یکی از کسانی که برای شورای سیاست گذاری دعوت کرده بود، من بودم و تا زمانی که روزنامه را درمی آورد من می رفتم آن جا و نظر می دادم که روزنامه چگونه در بیاید و چگونه در نیاید و چگونه عمل بشود. نمی دانست توکلی وزیر کار دیپلم دولت آقای رفسنجانی به خاطر  اجازه نگرفتن از  او برای تصدی وزارت, به گفته اش که آب روی او را خواهد ریخت عمل میکند[...]

در تعجب بود از آقای فاکر  که از زمان منبرهای دوران مبارزه اش در ساری تا پس از پیروزی انقلاب او را می شناخته و حتی در بسیاری از پرونده ها به نحوی با او مشورت می کرده و نظر های او را اعمال می کرده و یک باره وی را آماج تهمت ها قرار داد, کردان رفت جایی که با آقای فاکر برای گرفتن حق اش وعده کرده بود[...]

روزهای آخر, هیچ یک از دوستان کردان او را نمی شناختند [...]
روحش شاد و یادش همیشه زنده
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 15:14 توسط سید |

میر اسماعیلی: مسجدالاقصي تا ۲ سال ديگر تخریب خواهد شد!

بيت‌المقدّس محلّ اوّلين قبلة مسلمانان، دومين مسجد اسلام، سومين حرم شريف (بعد از مکه و مدينه) و بنا به فرموده‌اي از امام علي(ع) يکي از چهار قصر بهشتي در دنياست که اين چهار قصر عبارتند از: مسجدالحرام، مسجدالنبي(ص)، مسجد بيت‌المقدّس و مسجد کوفه.

صهيونيست هاي اشغالگر حدود 70 سال است كه بخش هاي زيادي از سرزمين مقدس فلسطين را اشغال كرده و هر روز هم براي اشغال و يهودي كردن ديگر مناطق آن تلاش مي كند. اين اشغالگران علاوه بر اشغال،‌ چندين سال است كه حفر تونل در زير مسجد الأقصي را آغاز كرده و به نظر مي رسد تا ريزش كامل و منهدم شدن اين مكان مقدس،‌ كار خود را متوقف نخواهند كرد.

در همين راستا خبرنگار "شیعه آنلاین" با هدف بررسي جديدترين تحولات فلسطين و سوابق تاريخي برخي فعاليت هاي صهيونيست‌ها گفتگويي با "سید محمد میر اسماعیلی" کارشناس امور ادیان و مذاهب انجام داده كه به شرح ذيل است:

جناب آقای میر اسماعیلی، در نظر داريم ابتدا با شما درباره نسل کشی در فلسطین به دست یهودیان گفتگوی داشته باشیم و نظر جنابعالي را دراین باره بدانیم؟

میر اسماعیلی: با عرض سلام محضر مبارک امام خوبان حضرت حجت آقا صاحب الزمان(عج) و عرض سلامی خدمت شما و دوستان شما. با توجه به اينكه بنده حدود 8 سال هست که نظر فکریم را به سمت تفکرات خطرناک و بسیار آلوده قوم یهود متمرکز کرده ام و با نگاهی که از این جریانات خرافی که از مبلغان دروغ گوی یهود و مسیحیت سر منشه گرفته است که تا آنجا که نسل کشی ها و حفاری زیر بیت المقدس را آغاز کردند، به نظر بنده مبلغان یهودی و مسیحیان سر منشه این همه جنایت هستند. بدین ترتیب که اگر بخواهیم با نگاه عریان ریشه یابی کنیم باید به دو بخش بیت المقدس و جنگ صلیبی تقسیم کنیم که بهانة جنگ‌هاي صليبي، که تا دو قرن، در چند نوبت دامنه يافت، اختلاف ميان مسلمانان و مسيحيان بر سر امکنة مقدّس بود. دروازه‌هاي بيت‌المقدّس، که در قرن اوّل هجري به تصرّف مسلمانان درآمده بود، تا اوايل قرن پنجم هجري، براي زيارت، به روي مسيحيان باز بود.

همین گفتگو در سایتها

شیعه آنلاین, خبری رهوا,قلم پرس,موسسه فرهنگی فهیم,وبلاگ عاشق خدا

وعده صادق

برای خواند باقی به ادامه بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 7:19 توسط سید |

آدم ها ناگهان از يك ايده و انديشه اي كه مدت ها براي آن زحمت كشيده اند و به آن معتقدند نمي بُرند حتي اگر به زور و به مصلحت اعلام بُريدن كنند اما در نهان خود همواره به آن سمت كشش دارند به عنوان مثال اگر يك كمونيست در شرايطي مجبور به اعلام مسلمان بودن كند حتماً هنگام بحث اقتصادي به حديث هايي علاقه مي ورزد كه نگاه قبلي او را تاييد مي كند و كساني را متقي مي داند كه نگاه قبلي او را در قالب اسلام بيان كنند و... اما منافق به مرور زمان عقيده مند شده ولي هرگز ايمانش كامل نمي شود، چون عهد با شيطان را نمي گسلد. منافق در دل به چيزي ايمان دارد و در عمل تكليف ديگري انجام مي دهد حتي اگر كسي هم نبيند كار ديگر مي كند و نمي تواند صادق باشد. بعضي فكر مي كنند منافق دست خودش است و مي داند چه مي خواهد، ولي از ترس شرايط سكوت مي كند و حرف ديگري مي زند. البته اين عمل منافقانه است،اما عمل منافقانه شرط لازم براي منافق بودن است،اما شرط كافي نيست.

شايد مومني در شرايطي حركتي منافقانه انجام دهد و آنگاه توبه نمايد، اما منافق دلش مريض است بذر نفاق در دل او چنان ريشه دوانده كه نمي تواند رو راست باشد، حتي با خودش. اساساً نمي داند چه مي خواهد، منافق مريض روحي-اعتقادي است و مانند انسانهاي دو شخصيتي كه گاهي بدون اين كه ادا درآورند خود را ديگري مي پندارند و گاهي قتل انجام مي دهند در حالي كه شخصيت اصلي او تاب توان كشتن جوجه اي را به لحاظ روحي ندارد. در قلب منافق بذر نفاق سال هاي سال وجود داشته و در دلش ذره ذره رشد كرده است. ريز ريز همه جاي ذهن و قلب آنها را گرفته اما در مواقعي اين نفاق خود را نشان مي دهد البته اگر اين آدم ها  قصه و نمايش نويس و يا فيلمساز و كلاً هنرمند باشند، خيلي زود نفاقشان برملاء مي شود و خاص و عام متوجه آن مي شوند. اما آدم هاي معمولي ممكن است ده سال به اين مرض دچار باشند و كسي نفهميده باشد ولي هنرمندان با چند فيلم كه مي سازند، يا قصه اي كه مي نويسند، يا شعري كه مي سرايند، شخصيت خود را بروز مي دهند.

حقير بر آنم كه چرايي اين مطلب را در حد بضاعت ناچيزم دراين مقال بنگارم و بگويم چرا هنرمندان و علي الخصوص فيلمسازان در اين عرصه نفاقشان سريع برملا مي شود .


باقی مقاله در ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 4:34 توسط سید |

با عرض سلام و شاد باش خدمت تمام  عاشقان و شیفتگان حضرت آقا صاحب الزمان (عج) سید ما و مولای ما  به مناسبت میلاد فرخنده و پر بهجت منجی عالم بشریت سفیر بر حق خدا حضرت مهدی موعود٬ هم نام حضرت رسول (ص) و آنکه به هشتاد و اندی نام و القاب نیز خوانده می شود که هریک از نامها بیانگر مقامات عالیه آن حضرت می باشد وبرای تبرک از جمله برخی نامها و لقبهای حضرت مهدی عبارتند از: حجت خدا٬ ختم اوصیا٬ منتَظَر٬ وارث٬ باعث٬ طاهر٬ طیب٬ داعی٬ خلف صالح٬ قائم به حق٬ مظهر دین٬ دادگستر٬ بقیة الله٬ صاحب الزمان٬ صاحب شمشیر٬ منصور٬ تالی٬ نائب٬ خالص٬ منتقم٬ غریب٬ صاحب الامر٬ سید٬ جابر٬ عادل٬ مظفر٬ خلیفة الاتقیاء٬ مبارک٬ مهدی آل محمد٬ وصی الحسن٬ ولی عصر٬ یعسوب الدین٬ صاحب خانه٬ ثاثر٬ خازن٬ باسط٬ برهان٬ مضطر٬ احسان٬ ناطق٬ کاشف الغطا٬ سدرةالمنتها٬ هادی٬ خلیفةالله٬ مدبر٬ غایب٬ حمید٬ اباصالح٬ بلد الامین٬ لوا اعظم٬ طاب التراث٬ صاحب الرجعه٬ صمصام الاکبر٬ کلمةالحق٬ منعم٬ محسن٬ حامد٬ مهدی٬ القائم المنتَظَر و ..

و چه زیباست که سایر ادیان از قبیل تورات٬ انجیل و متون آیین هندو و کتابهای فرنگی دیده میشود : اوقیدمو٬ لندیطارا٬ ماشع٬ شماطیل٬ مهمیذ الآخر٬ واقیذ٬ فیذموا٬ مسیح الزمان٬ خداشناس٬ میزان الحق٬ لسان الصدق٬ منصور.


و چه متین که ایرانیان او را با نام های :راهنما٬ ایستاده٬ ایزد نشان٬ خجسته٬ فرخنده٬ خسرو٬ بندۀ یزدان٬ سروش ایزد٬ کیقباد٬ بهرام٬ پرویز٬ فیروز. مینامند

این توصیه نورانی حضرت آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه را تقدیم میکند به تمام عاشقان حضرت صاحب الزمان .عج.  در تمام عالم و تمام ادیان الهی که همه او را میجویند

آیة الله العظمى بهجت(ره) در پاسخ به سؤال یكى از مسئولین حزب الله در مورد چگونگى امكان تشرف به محضر مقدس حضرت بقیة الله اعظم فرمود:

 

راه رسیدن به حضرت، یاد دائم آن بزرگوار است، یاد دائم و عدم غفلت لحظه‎اى از آن حضرت، آدمى را به محضر آن حضرت مى‎رساند. یاد دائم حضرت، كار مشكلى نیست حتى از تنفس فیزیكى بدن نیز آسان‎تر است. ولى همت مى‎خواهد.

انسان عاشق حضرت، پس از توجه دائم همانند رسیدن به بلوغ، خود را طورى دیگر مى‎یابد.

 او خواهد آمد

المتمسك بذيل الولايه

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 5:33 توسط سید |

هر چند قسمتی از سخنان اقای طباطبایی درباره نوع و نحوه برخورد با مخالفین توسط احمدی نژاد قابل بحث و بررسی است ولی برداشت وی از مسخره کردن سادات توسط احمدی نژاد جای بسی تعجب دارد

سید

حجت‌الاسلام سیدمهدی طباطبایی روحانی متدین و خوش سابقه که در کارنامه خود مسئولیت‌هایی مانند دادستان انقلاب مازندران، عضویت در  ستاد مبارزه با منکرات و ریاست دادگاه‌های خانواده تهران و 3 دوره عضویت در مجلس را در دارد. بدونه هیچ حاشیه میرویم سراغ سوء برداشت شما که نمیدانم از کجا آب میخوردو شاید به خاطر ارادت شما باشد به میر حسین موسوی .پسر عموی گرامی خوب بود کمی نگاه خود را قبل از انتخابات در زمان تبلیغات انتخاباتی به شهرها و بخصوص تهران  می انداختید  تا ببینید چه کسی  یا بهتر بگویم چه افرادی رنگ پاک و روحانی سادات را لجن  مال کردند. وقتی رنگ سادات میشود رنگ تبلیغ باید گفت اجرک الله یا صاحب زمان.عج. .وقتی دیدیم که در ایران بخصوص  تهران رنگ تبلیغ انتخاباتی نامزدی بی قانون و دروغگو سبز شده است و در ورزشگاه آزادی زیر پای بسران و دختران لکد مال میشود و یا این رنگ بر گردن حیوانی بسته شده است جگرم آتش میگرفت وقتی رنگ موی سر دخترگان  فریب خورده در میان هزاران مردسبز دید میشد شما کجا بودید که چگونه رنگ پاک به بازی گرفته شده است و درس اخلاق را بیان کنید

حاج آقا کمی بهتر است به جای کتاب خواندن در منزل به بیرون میرفتید و چیزهای که عریان گشته است را میدید.نه اینکه بعد از چند هفته بعد از انتخابات بیاید در شبکه یکم سیما و در برنامه زنده بگوید  من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم، به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات، سخنرانی‌ای را که یک هفته بعد از انتخابات کردند انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی می‌کردند بسیاری از این فتنه‌ها اتفاق نمی‌افتاد.و به دوربین نگاه کنید و بی احترامی و سوء برداشت خود را فراتر ببرید و بگوید متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان، معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه‌ها به راه نمی‌افتاد.

حاج آقا شما را چه شده است که تهمت میزنید آیا  پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نفرموند: هر کس به مرد یا زن با ایمانی بهتان بزند یا درباره‎ی کسی چیزی بگوید که در او نیست خداوند در قیامت او را بر تلی از آتش قرار می‌دهد تا از آنچه گفته است خارج شود. و از عهده‎ی‌ گفته‎ی خود بیرون آید.

و این کلام شما در حقیقت تهمت و غیبتی بیش نبوده است که خداوند در قرآن کریم بیش از چهل آیه درباره‎ تهمت و بهتان به مردم در رابطه با جریانات مختلفی نازل کرده است

شما که خود استاد اخلاق هستید ما چه میگویم؟
 
چه خوب بود قبل از بیان این جملات خود کمی درباره گفته خود تفکر میکردید و تحقیق از نزدیکان صادق درباره آن چیزی که شما تمسخر نام نهادید.
 
آن روز بنده آنجا بودم و هم دیدم و هم شنیدم که دکتراحمدی نژاد در جمع حامیان خود در میدان ولی‌عصر(عج) تهران با بیان اینکه رنگ سبز نماد معنویت و رنگ اهل بیت است، فرمودند که  : مادر من سیده است و من خاک پای تمامی سیدهای عالم هستم و به همین دلیل به نشانه احترام، شال سبز را بر گردنم می‌اندازم.

آیا این فتنه و  تمسخره رنگ سادات است بگوید تا ما بیشتر بدانیم

اما برای پایان این مقاله شعر خودتان را به خودتان تقدیم میکنم 
 
که  اسلام به ذات خود ندارد عیبی ، هر عیب که هست از مسلمانی ماست
 
برای مشاهده فیلم پخش شده به لینک زیر بروید
 http://video.yahoo.com/watch/5572163/14632117
 
سایتهای کار شده رهوا
 
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 5:27 توسط سید |

سلام عرض میکنم خدمت دوستان گرامی و عزیز

راستش این وبلاگ چند روز پیش هک شده بود ولی خب بازم الان دست خودمان هست

البته اون وقت هم دست خودمان بود چون هکر دوستمان بود

اما این شما و این ........

seied

در این روزها مردم ما خوشحال و شاد از حضور خودشان در انتخابات ریاست جمهوری شادمان بودند اما عالیجناب قدرت طالب و زور گو  تعدید کرد که اگر فلانی که بنده ماست رای آورد که هیچ کشور را آمریکای میکنیم و خون شهیدان را نادیده میگریم و با هم همچون گذشته با مشت محکم بر سر مردم مینزیم ولی اگر نشود  کاری میکنم که آشوب بشود .اغتشاش بشود این لذت انتخابات را تلخ میکنم  
 
در این روزها شاهد حمله آشوب گران و اغتشاشگرانی هستیم که تا دیروز در لباس زهد و تقوا به دنبال  این بودند که در دانشگاه میان زن و مرد دیوار بکشند و امروز زنان و مردان باهوش این مملکت را به بی حیای فرا میخوانند.همین روزها به مردم مظلوم هم رحم نمیکنند برای رسیدن به صندلی ریاست .
 
بایدبا صداقت بگویم که شکستی که جبهه اصلاحان غربی از این نظام اسلامی خورد بر هیچ کس پوشیده نیست و همین افراد که امروز دم از آزادی میزنند دین فروشانی هستند که جام زهر را به دست پیر مراد امام خمینی راحل دادند و در سر خود جام دیگری را آماده کردند که امت حزب الله و یاوران صدیق به بیت با امام دست آنها را قلم میکند برای نوشته این خیانت ها در تاریخ و باید افسوس خورد که همین افراد با رخنه به بیت بعضی آقایان ساده لوح به مقصود رسیدندو چه بد مقصودی  .و زمان آن فرا رسیده است که نام آنها به عریانی در میان مردم شنیده شود که عالی جناب .... مسئول ترور ریئس جمهور و نخست وزیر بوده است باید مردم ما بدانند که چه کسانی در لباس دین و فرهنگ و بیان آزادی اسلامی پول نقتی ملت را خورند و با همان پول روزی 100هزار تومان پول خرید هندونه برای اسبهای آقایان شده است باید مردم ما بدانند که در دروه اصلاحات در لباس بنیاد خیریه  پول دولت را همین مدیر کل های دولت اصلاحات نزول میدادند و سود آن را برداشت میگردند و بول بیت المال را باز هم نزول میدادند و در آخر هیچ که هیچ .
 
آری مردم و دانشجوایان آگاه باید بدانند که چه فردی ریاست دانشگاه هست و پول دانشجو ها کجا خرج میشود باید بدانند که آزانس هواپیمای که در تهران بود دخترکان را صادر میکرد به کشورهای عربی و غربی اما طرفداران میر حسینی که زیر پرچمش گریه میکنند باید بدانند میر همان فردی بود که دل امام را خون کرد و همان فردی بود که لباس آستین کوتاه را حرام میدانست و کشت ارشاد در زمان همین فرد بود و حالا دم از آزادی میزند؟
 
مردم ما باید بدانند که خاندان هاشمی جای خاندان پهلوی را گرفتند باید مردم ایران بدانند که همین افراد کمیته ایکس پروندهای امنیتی و هسته ای ایران را در کشورهای غربی برای اقامت و پول فروختند .باید مردم شریف ما بدانند که افرادی که تا دیروز دم از سرباز ولایت میزنند حالا مقابل ولایت شمشیر به دست گرفتند باید مردم آگاه ما بدانند که  چندین میلیارد دلار برای انحراف حوزه ها و دانشگاه و نسل سوم از طرف مشاوران و معاونان اصلاحات دریافت شد از کشورهای غربی برای زخم زدن به جمهوری اسلامی
 
آری زمان آن رسیده که مردم هوشیار ما بدانند که سایتهای مجازی عالی جنابان با دریافت پولهای کلان از آقایان قرار بود انتخابات را زیر سوال ببرند و همین الان هم به دروغ پراکنی مشغول هستند  .مردم ما باید بدانند  که در میدان ونک در میان سخنرانی دختر یک عالی جناب تراور 100هزار تومانی پخش میشود برای آشوب و اغتشاش و فریاد زدن این دخترک که اغشتاش کنید پدرم عالی جنابان خون آشام پشت و پناه شماست
 
آری باید به این نکته توجه کرد که این هزینه گلان از کجا میآید باید نگرش کرد که چگونه میشود یک مقام اصلاحات از طرف یک عالی جناب به کشور عربستان رفته و با گفتگمان پول انتخاباتی کلانی دریافت کند و قول میدهد احمدی نزاد دوره بعد رئیس جمهور  نیست و  یا از کشور دبی مخفیانه به مصر برود و با یک هئیت آمریکای مذاکره کند که شما باید ما را حمایت کنید هم مالی هم رسانه ای تا پایه ها را بزنیم ((آیا مصر همینک با ما در ارتباط هست ایا همین مصر راه کمکهای مردمی را بر ما مسدود نکرد  ))اما روی سخنم را بر میگردانم به سوی چهره ای که دوستندارم موسوی اری میر حسین موسوی .آقای موسوی شما آگاه هستید که افراد کمیته ایکس شما همان افرادی بودند که با فحاشی به نبی مکرم اسلام و خاندان پیامبر و بافروش مدارک امیتنی و هسته ای چه خونها بر دل ملت ایران نگرداندکه هنوز هم تاوان آن را امت ایرانی دارند پرداخت میکنند .؟
 
بعصی را نام میبرم تا بیشتر تفکر کنید   ((سعید حجاریان . بهزاد نبودی.مصطفی تاج زاده. عبدالله رمضان زاده.میردامادی.امین زاده .رضا خاتمی .ابطحی .آغاجري.عبدي.جواد امام..))و خیلی از افرادی که چراغ خاموش در این کمیته فعالیت میکردند آقای موسوی شما راراهنمای میکنم به روزنامه های آن سالهای اصلاحات بروید وروزنامه های آن دوران را بخوانید ببینید چه افرادی دور شما جم شدند و میگویند میر برفت میر برفت میر برفت آقای میر حسین جالب اینجاست خود شما هم داد و دست میزنید که میر برفت میر برفت میر برفت  .
 
آقای موسوی شما شاید با شیادی بتوانید به بعضی افراد ساده لوح بگوید که رای شما را خوردند اما من و ما میدانیم که جنگ روانی قبل انتخابات شما دقیق بوده است وبا شایعه پراکنی و دروغ پردازی ((من پیروز.من مردمی .من ساده زیست من منتقد. من راستگو  .پیرو همان برنامه ها الان میخواهید جلو بروید و بگوید رای رای من بوده است باز هم به شما کمک میکنم :شما در نظر سنجی ها ی که تمام نهاد ها و سایتهاخودی و غیر خودی  انجام دادند مقامی به دست نیاوردید که حالا بیان آن دارید که ملت شریف به تو رای دادند
 
آقای موسوی هرچه به گفته علمای مذهبی فکر میکنم بیشتر برایم روشن میشود که شما چه ها با دل پدر پیرمان امام روح الله نگردید و خدا را شکر میکنم که چهره شما برای همه عریان شد و خورد و کلان ملت فهمیدند که موسوی نخست وزیر یک منتقد زور گو وخیانت کاری بیش نبوده است .و دلم برایت میسوزد که به جای رسیده ای که رضای پهلوی و مسعود رجوی و ابولحسن بنی صدر خائن و گروه های ترد شده انقلاب از تو حمایت میکنندو هرچه به آینده نگاه میکنم پرونده شما سنگین تر از قبل میشود و بیشتر چهره شما عریان میشود .
 
آقای موسوی میخواهم شما را قیچی کنم

 موسوی معنی تاوان چیست : در دولت اصلاحات تاوانی دادیم که بسیار سنگین بود عجله نفرماید میگویم چه بود و چه کردند و تاوان اصلاحات یا بهتر بگویم دولت خاتمی تاوانی بود به نام ((سعید اسلامی)) معروف به شهید سعید امامی  فعالیت و خدمات امامی بر هیچ کس پوشیده نیست و نخواهد بود او در چندین موقیعیت حساس ابروداری کرد و گشته نشد جز به خاطر کینه و دشمنی دوستان اصلاحاتی شما فرزند خدمت گزار  کشور را گشتند و گفتند خودش خود کشی کرد.و پرونده قتلهای زنجیره ای را بر گردن او انداختند که در این  حیات نبود . چرا کشته شد چون در جریان کوی دانشگاه و باقی خیانت های اصلاحات که به مو رسیده بود زنجیلی ساخت و بر صورت روباه صفتان زد اری موسوی  تاوان این است . اما در زمان چهار ساله دکتر احمدی نزاد تاوان نداشتیم ؟
 
اما خدا لطف کرد که تو رئیس جمهور نشدی وگرنه خون آشام های را بر مسند مینشاندی که تاوانش بسیار بسیار سنگین بود .شما هنوز به جای نرسیدید این است
 
میگوید نه به اطراف خود کمی نگاه کنید .افرادی را که شهید سعید امامی ترد کرد از وزارت خانه امنیت همه دور شما جم شدند
 
آقای موسوی و عالی جنابان خون آشام روک و بدونه پرده میگویم : ملت ایران خانواده معظم شهدا . ایثارگران .فرزندان ایران زمین از دزدی .و دروغ گوی و زور گوی و خیانت و خود فروشی شما به کشورهای غربی خسته شدند بفرماید سالمندان برای استراحت

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:15 توسط سید |

ایام شهادت مظلومانه بی بی دو عالم صدیقه طاهر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را خدمت تمام دوستان عزیز و بازدید کنندگان محترم وب سید تسلیت عرض میکنم

ایام شهادت حضرت زهرا .س.

چگونه باید نگاشت از او که هیچ قلمی و هیچ فکر توان درک او را ندارد چگونه باید دانست مقام بلند و نورانی اوراهر چه در عمق تاریخ اسلام جلو و پیش برویم مهد وجودی و عصمتی او را بخواهیم درک کنیم بیشتر متحیر میکردیم و کلام و تفکر برای بانوی بانوان بسیار است فاطمه (سلام الله علیها) بانويي است كه گرچه براي بروز و تجلي فرصت چنداني نيافت، اما در همان 18‌سالي كه از اين زندگي دنيايي بهره گرفت، لقب « سيده نساء اهل الجنه» سرور زنان اهل بهشت را يافت و اين نشان ژرفاي معنا و عمق معنويتي است كه در وجود اين برترين بانوي تاريخ نهفته است.
پرسش اصلي اين جستار نيز بر سر همين مفهوم شكل يافته است؛ اندكي فرصت و كم‌بهره‌ بودن از حيات ظاهري و در عين‌حال پربار بودن و رسيدن به مقامي كه پيش و پس از او احدي بدان نايل نيامده است. چگونه دخت 18 ساله محمد (ص) اينگونه درخشيد.
بانويي كه پدري پيامبر داشت و شويي امام و خليفه مسلمانان، حضرت مولا علی علیه السلام  ‌چگونه توانست خود را از سايه سنگين ايشان رهايي دهد، آن هم در عصري كه اصولاً نگاه مثبتي به زن و فعاليت‌هايش وجود نداشته است؟ هر چند بايد بر اين امر پاي بفشاريم كه تعاليم اسلام و آموزه‌هاي پيامبر در زمينه سازي و تجلي شخصيت اجتماعي زن بسيار اثر نهاده است، ‌منتها انتظار اينكه اين فعاليت‌ها گشايش‌هاي آني در پي خود داشته‌اند نيز اندكي بيجا به‌نظر مي‌آيد. نگاهي مختصر و فهرست‌گونه به حيات فاطمه زهرا (س) مي‌تواند اندكي زواياي زندگي ايشان را بكاود.

اما برای آرامش دلها حضرت امام حسن عسکری .علیه السلام  فرمودند:

ما حجت خدا بر خلق هستیم و مادرم فاطمه حجت خدا بر ماست

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:44 توسط سید |

سلام خدمت دوستان گرامی و عزیز .

چند از دوستان مهربان و عزیز گفته بودند چرا دیر آپ میکنم .فقط میتوانم بگویم شرمنده ولی انشالله ..

در زندگی ما انسانها عشق به چند بخش یا بهتر بگم چند چیز تعبیر میشه .اما زمانی که به معنای حقیقی عشق میرسیم میبینیم که عشق آن چیزی که من و ما فکر میکردیم نبوده

عسق.وب سایت سیدمحمد

در جزيره اي زيبا تمام حواس، زندگي مي کردند: شادي، غم، غرور، عشق و ... روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او عاشق جزيره بود.


وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت، عشق از ثروت که با قايقي باشکوه جزيره راترک مي کرد کمک خواست و به او گفت: «آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟» ثروت گفت: «نه، من مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگر جايي براي تو وجود ندارد.» پس عشق از غرور که با يک کرجي زيبا راهي مکان امني بود، کمک خواست. غرور گفت: «نه، نمي توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خيس و کثيف شده و قايق زيباي مرا کثيف خواهي کرد.» غم در نزديکي عشق بود. پس عشق به اوگفت: «اجازه بده تا من باتو بيايم.» غم با صداي حزن آلود گفت: «آه، عشق، من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تا تنها باشم.» عشق اين بار سراغ شادي رفت و او را صدازد. اما او آن قدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را هم نشنيد.


آب هر لحظه بالا و بالاتر مي آمد و عشق ديگر نااميد شده بود که ناگهان صدايي سالخورده گفت: «بيا عشق، من تو را خواهم برد.» عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتي فراموش کرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع خود را داخل قايق انداخت و جزيره را ترک کرد. وقتي به خشکي رسيدند، پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسي که جانش را نجات داده بود،چقدر بر گردنش حق دارد.


عشق نزد علم که مشغول حل مساله اي روي شن هاي ساحل بود، رفت و از او پرسيد: «آن پيرمرد که بود؟» علم پاسخ داد: «زمان» عشق با تعجب گفت:« زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟
علم لبخندي خردمندانه زد و گفت: زيرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 2:7 توسط سید |

خداوندا همه روزم و عیدم روز مادرباد

سلام به همه دوستان گرامی و عزیزم .اول از همه فرا رسید عیدنوروزعیدباستانی و کهن ایران را خدمت شما خواهران و برادران که فرزندان این خاک پاک هستید تبریک میگویم

عید امسال

و چون من کمی تا قسمتی بسیار مادرم را دوستدارم میخواهم سال آینده را همچون همین سال سال مادرم قرار دهم آخرین پست وبم را فقط و فقط مخصوص مادران قرار دادم .

چرایش را نمیگویم البته میگویم

بعضی وقتها مادرم میگه تو چرا هر وقت منو می بینی هی بوسم میکنی ومیگی روزت مبارک

بعضم گرفت گفتم مادرم عزیزم تو نمیدونی که من چهقدر دوستدارم میخواهی شاه رگم را بزنم ببینی برات جون میدم که هر وقت هم همین جمله را میگم بغلم میکنه میگه محمد جون مامان دیگه نگو

به خود خدا قسم زیبای دنیا فقط و فقط مادرها هستند و بس

خدایادم این سال جدید دعای من بچه سید این است همه مادرها را برای ما بچه ها سلامت نگه دار و دعای اونها را برای ما براورده کن

و این داستان هم برای شما که باور کنید همه روزهای سال روز مادر است

تقدیم به همه مادران به خصوص مادر عزیز خودم

چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.

مادر

عکس تزیینی

تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب پیدا کرد.

مادر .فرزند

عکس تزیینی

پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود. خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد ازا و خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت: این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 9:57 توسط سید |

سلام به دوستان گرامی و عزیزم

بعضی وقتها بعضی آهنگها یا موسیقی ها حرف دل انسان را میزنه همون حرفهای که فقط خودت میدانی و خدا

کدام حرفها همین حرفهای که تو قفس دل انسان خونه کرده و نمیشه بزنی

بعضی وقتها انسان تا میاد حرف دلش را بزنه  به طرف مقابلش بغضش میگره میگه چرا بگم چهجوری بگم شاید طرفی که دوستش دارم ناراحت بشه یا همونی که میخواهم نشه

و بعد میگه خوب بود یکجوری یک راهی بود این حرفم را میزدم خب اینم برای سنگینی اون حرف است تو دلت دیگه

منم حرف دلم را اینجوری میگم به دوستای که دوست دارمشون و برایشون آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم

تو چشمات مال من نیست

برگرفته از موزیک آهنگاحسان خواجه امیری

تو چشمات مال من نیست

نگات دنبال من نیست

چشاتو دزدکی دیدم

توقهوت  فال من نیست

نمیدونی دیگه حالی توی احوال من نیست

نمیدونی

تواز من دلخوری اما   ........اینا اشکال من نیست

از اون وقتی که هیچ پوشیدی اشکال من نیست

نه تو نه هیچ کس دیگه تو استقبال من نیست

نمیدونی

تو قلبه تو دیگه جای  ........واسه امثال من نیست

یک ذره دل خوشی حتی توی اقبال من نیست

بهارش اینجوری باشه

نه امسال سال من نیست

نمیدونی نمیدونی نمیدونی

تو چشمات مال من نیست

موزیک آهنگ از احسان خواجه امیری

 اگر دوستدارید این آهنگ را دانلود کنید روی همین نوشته گلید کنید

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 3:35 توسط سید |

خدایا! مرا کنار نگذار

آهنگر

سلام ساعت ۸ شب بود و حالم زیاد خب نبود راستش این روزها همش میرم دکتر قلب و این دکتر قلب کم نبود دکتر مغز هم به لیست دکترها پیوند خورده حالم خیلی بد بود چون دکتر گفت هوای تهران و فعالیت های که شما دارید اصلا جالب نیست (البته دکتر مسعودآقا جانی زیادی روی من حساس است )و با اینکه دکتر به من گفت باید با ماشین به سمت خونه برم نتوانستم چون اینقدر با خودم درگیر بودم همش تو این فکر که سید هنوز ۲۷ سال سن داری از اینور میرفتم تو فکر کارها و قرار های که گذاشتم برای هفته ام و.همش تو فکرهای که به جای نخواهد رسید فکر میکردم همینجوری که داشتم را میرفتم و قلبم شدید درد گرفته بود دستم را کردم تو جیب کتم تا قرص در بیارم رفتم سمت یک مغازه آهنگری و یک چیز نگاهم را به خود جلب کرد صاحب  آهنگری را درون مغازش دیدم که باپای که بیماربود و عرق از سرش جاری بود ناگهان از خودم جدا شدم وانگار اصلا درد و فکر نداشتم و دیدم این پیر مرد با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. و هر بار که چکش رامیکوبدروی سندان  ذکر بر روی لب دارد ریز شدم دیدم هربار یک چیز میگوید یکبار یا الله یک بار یا علی یکبار یا رحمن یا جمیل ............و یک نگاه به من کرد گفت به چهره شما میخور سید باشید گفتم بله آقا جون اسم بنده سید محمد میر اسماعیلی است گفت به اینها کار ندارم به سیدی تو کار دارم دیدم کم آوردم گفتم مخلصیم حاجی. دیدم دست از کار کشید و گفت :روزی یکی از دوستانم که اعتقادی به خدا نداشت از من پرسید:تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند رادوست داشته باشی!
و اینجا آهنگر ما حاج کاظم سرش را به زیر آورد و گفت: وقتی که می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم آقا سید. سپس آن را روی سندان می گذارم و میکوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود، اگر نه آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم، که خدایا! مرا درکوره های رنج قرار ده، اما مرا کنار نگذار

اینجا بود که انگار شده بودم محمد ۹ ساله سرم را گذاشتم روی سینه حاج کاظم گریه کردم نمیدانم چرا فقط طوفانی تو دلم ایجاد کرده بود نمیدانم چهقدر اینجوری بودم و حاج کاظم مثل یک پدر دست روی سرم کشید و گفت بسه بچه سید قربون دلت شم گریه من پیرمرد را تو در آوردی خدا راشکر کن که نظری بهت دارد نرفتی کناری کناری کناری کناری

اینجا اینقدر خندیدم که نگو

بعد گفت اگر هم رنج داد شکر کن دعا کن از خودش بخواه که آرامش بهت بده

دوستدار شما سید محمد

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 4:15 توسط سید |

الحسین

این صدای طپش قلبم نیست

در نهان خانه دل سینه زنی است

سلام بر تو که گناه امت به خاطر تو نادیده گرفته میشود؟ سلام بر تو که دریای لطف و کرم و بخشودگی را به ما ارزانی میکنی و خون خود را هدیه دادی برای امتی که هنوز.... ولی باز چشم سر که هیچ چشم دل هم گور است.چه بگویم حسین  که دلم خون است .چه بگویم که گلویم بغض در خود پنهان کرده و هیچ نمیتوانم بگویم .دلم خون است حسین من آرام جانم .عزیزم اهل عالم برای کشته شدن تو گریه و قطره اشکی میکنند ولی من میسوزم که هنوز بعد از ۱۴۰۰سال هنوز ما مسخ شدیم و گوشمان نمی شنود صدای کیست مرا یاری کند

لبیک یا حسین

قطره اشک

آری

فقط یک قطره اشک یا غم برای اهل بیت(ع) کافی است که دریاهای آتش را خاموش کند. دیگر نگران حجم زیاد خطاها و گناهان انبار شده در ظرف شویی توبه خود نباشیم.حسین داریم
یک قطره اشک خالصانه، همراه با اراده کافی در اطاعت و پیروی، مساوی است با نابودی همه چربی ها و شیرینی های کاذب که گناهان برای تان آورده اند.
محبت خالصانه به ارباب، گفتار حکیمانه برای ارباب، رفتار معتدلانه و پرهیز از بزرگ نمایی و غلو، اکسیر عشق به حسین بن علی است. برای بهشت رفتن و خانه داشتن در آن جاو باقی تجهیزات، باید مجوز عبور داشت. برای مجوز عبور داشتن باید آشنا پیدا کرد، اما برای آشنا پیدا کردن، این-جا برعکس جاهای دیگه پارتی فایده نداره. باید کسی را پیدا کرد که واقعاً حرفش را می خوانند، ضمناً خودتان هم باید مورد تأیید او باشید، یعنی کارهای تان به او بخورد. بدون شناخت واقعی امام حسین علیه السلام و هم رنگ شدن با ایشان، خانه بهشتی وجود ندارد.

آیا شد در این شبهای که همه غم می خوانند و به قول من شبهای رحمت قطره اشکی از نهان دل برای مظلومیت و ایثار حسین جاری شود

آیا شد در این شبها به فکر دل پر درد مهدی فاطمه باشیم


 

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 4:18 توسط سید |