با سلام
میخواستم این پست رو برای 12 بهمن بزنم تو وبم ولی خب نشد
اما؛ این روایت رو هر وقت نگاه میکنم به معنای حقیقی دریافت میکنم که منظور از مردمانی در این روایت به چه افرادی اشاره میشود
هنوز که هنوز است پدرم با نام مقدس امام خمینی (ره) اشک در چشمانش هویدا میشود
آری به عشق امام و پدرم
امام کاظم(سلام الله عليه): مردى از قم مردم را به حق فرا مىخواند و بر گرد او مردمانى فراهم مىآيند كه چونان پارههاى آهن استوارند، طوفانها آنها را به لرزه نمىاندازد و از جنگ خسته نمىشوند و بزدلى نشان نمىدهند، به خدا توكّل دارند و فرجام از آنِ پرهيزگاران است. 1.
آری تو خود بخوان حدیث دل نوشته من
پی نوشت:
1.میزان الحکمة ج 2 ص
حالا میخوای کاسب باش یا میخوای کارمند دزدی دزدی اما دزدی باورهای مردم کار دروستی نیست
این داستانی است که پیشنهاد میکنم بعضی افرادو ...بخوانند تا دزد باورهای مردم نباشند.
------------------------------------------------------------
گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و
دعایی نیز پیوست آن بود.
آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند.
و من دزد مال او هستم، نه دزد دین.
اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال، خللی می یافت ؛
آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است ...