تبليغاتX
دل نوشته
به سراغ من اگر می آئید، نرم و آهسته بیائید
 
مبادا که ترک بردارد،چینی نازک تنهائی من.
 
وبه دنبال اساطیرنگردید که من درقلبم، کلبه ای پُرزاساطیر
 
سبک پر دارم .
 
کلبه ای پر شده از نور خدا.
 
کلبه ای غرق صفا.
 
ومیان کلبه، سر هفتاد و دو ملت شیدا.

یاد سهراب بخیر.
 
اوبه من نحوه پرواز، بروی دریا، با امید صید، ماهی قوس و قزح
 
را آموخت. تا من ازلای درختان سپیداربلند تا به سرمنزل مقصود،
 
به معراج روم . که منم قدرت پرواز ز اشعار بلندش گیرم.

یاد سهراب بخیر.
 
او به من لذت مِی خوردن بی حد آموخت.
 
که چنان مست شوم، کزسرحافظ وسعدی وفرزدق به خدا پرگیرم.
 
مثل اشعارکمیت ودعبل. مثل آن شاعراهل تبریز، شهریاری که
 
گدایش هستم، از امیر دو سرا(مولایم) کیسه ای زر گیرم.
 
ومس قلب خودم را امشب ز ید قدرت حیدر(ع) گیرم.
 
ودراین اوج سماواتی دل تا خود نور، تا درخانه اوپر گیرم.
  
مثل اومن امشب، قایقی خواهم ساخت. 
 
که به آب غم عشق ازلی بندازم.
 
قایقی خواهم ساخت...
 
آری من هم چون او یارخود می جویم...
 
ودراین هُرم نفس گیر پرازدلشوره، گل حسرت بویم.
 
به همه گفته ام و می گویم.
 
من هم ازعمق درون یارخود می جویم...
 
ولی انگار که من بد کردم.
 
غیبتی داشته ام طولانی.
 
وهزار و اندی است که در این وضعیت بحرانی.
 
چاره ای بهرغریبی گل نرگسی ام نیست که نیست.
 
ولی انگار که هست. 
 
گوش کن بانگ کسی می آید.
 
شاعری اهل خدا.
 
گوئی از زیر لحد می گوید.
 
چاره ای هست که هست.
 
ولی این صوتِ زمانی دور است.
 
ضربِ آهنگِ دلی پر شور است.
 
او سراپای کلامش نور است. 
 
" قبله ام یک گل سرخ..."
 
جا نمازم بنگر بین آن یک مُهری است، نمی از جنس بلور.
 
با چنین قبله ومُهری نشوم از حق  دور.
 
آری آری ای دوست.
 
راست می گفت سپهری آری.
  
قبله ام یک گل سرخ.
 
گل سرخی که نه قرمز، آبیست.
 
ورخش مهتابیست.   
 
وبه اندازه لبهای پر از آتش عشق، کاراو بی تابیست.
 
 
شک روا نیست.
 
گل من آبیست.
 
غربت گلشن آدم زلب اوحاکیست.
 
بس بود خسته شدم ای کلمات.
 
بس بود، بسکه میان الفاظ، گل شش ماهه من روزوشبش
 
طوفانیست. درمیان گرما صفتش بی جانیست.
 
بس بود خسته شدم قافیه ها، بسکه افکار شریف سهراب،
 
درمیان صنعات ادبی زندانیست.
 
من چرا صحبت بلبل بکنم.
 
خود تو حرف بزن خسته شدم.
 
بغض اصلاً ندهد فرصت یک آه بلند.
 
ناله ای سر بده و فاش بگو.
 
روضه بی پرده بگو ای سهراب.
 
خیز از خانه قبرت سهراب.
 
قدر یک قطره بگو از ارباب.
 
شاعر کاشانی.
 
تو دلت نازک بود.
 
روضه باز نخواندی هرگز. 
 
کس نفهمید که منظور تو چیست!
 
خیز بی پرده بگو ای سهراب.
 
ماجرای گل بی قطره آب.
 
آری آری ای دوست.
 
راست می گفت سپهری آری.
 
قبله ام یک گل سرخ.
 
مُهر تربت باشد همه اش جنس بلور.
 
با چنین قبله ومُهری نشوم از حق  دور.
 
آری آری ای دوست.
 
راست می گفت سپهری آری.
 
قبله ام یک گل سرخ.
 
گل سرخی که نه قرمز، آبیست.
 
و رخش مهتابیست.   
 
و به اندازه لبهای پر از آتش عشق،
 
 کار او بی تابیست.
 
شک روا نیست گل من آبیست.
 
بس که بی آب شده مهتابیست!
 
ولی از خون گلو سرخابیست.
 
همه جا پر شده از شیون او .
 
وای بر حال رباب(س).
 
گاهواره خالیست.
 
همه جا پر شده از عطر گل سرخ حسین(ع).|
 
و شمیم گل سرخ.
 
عطر دلجوی شمیم سیب است.
 
آری آری ای دوست.
 
راست می گفت سپهری آری.
 
قبله ام یک گل سرخ.
 
فاطمی هستم و با دیده سرخ.
 
دیده ای که پر از اشک شده. 
 
از غم لعل لب تشنه لبان میمیرم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 16:38 توسط سید |

راستش هرچی دارم فکر میکنم (....)غرور .تکبر.چی باید اسم این عکس را بزارم نمیدونم ولی تو این بلاگ ثبتش میکنم تا روزگاری نه چندان دور با دیدن این عکس بدونم باید رای به چه کسانی بدم

در این عکس شش نماینده مجلس مشخص نیست که چرا در دیدار  با ولی امر مسلمین حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله)در حالی که همگان به احترام معظم له برخاسته بودند اینها نشسته هستند!

نمی دانیم نام این حرکت را چه بگذاریم،غرور،منیت......

راستی به نگاه آقایان هم دقت داشته باشید بد نیست. دقت کنید!


+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 8:46 توسط سید |

بايد گفت که پس از 22 سال رهبري و مديريت مقتدرانه حضرت آيت الله العظمی خامنه اي (حفظه الله)؛دشمنان قسم خورده نظام نيز راهي جز اعتراف به حقانيت ايشان ندارند و در آخرين اعترافات خود نيز سايت ضد انقلاب جرس که با اعلام وجود آشفتگي در چند وقت جريان فتنه اعلام کرد که سران اين جريان بايد مديريت و رهبري را از آيت الله خامنه اي ياد بگيرند که با توانايي و بينش سياسي بالاي خود توانسته بخوبي مردم و مسولان را حول محور اسلام نگه دارد به نحوي که روز به روز باعث پيشرفت نظام اسلامي مي شود

نظام مقدس جمهوري اسلامي از ابتداي به ثمر نشستن و پيروزي خود به علت ذات ضد استبدادي و ظلم ستيز بودن خود همواره با توطئه ها و نقشه هاي فراواني از سوي کشورهاي استعمارگر شرق و غرب مواجه بوده است و شايد در همان روزهاي پر التهاب سال 57 قدرت هاي شرق و غرب در تنها نکته اي که به توافق رسيده بودند و توطئه و برنامه ريزي مشترک داشتند مخالفت با نظام جمهوري اسلامي بود که 8 سال دفاع مقدس نقطه اوج برنامه ريزي هاي هماهنگ آنان براي از بين بردن تنها صداي عدالت خواهي و حق طلبي واقعي در جهان بود که بدون آنکه به دامان مکاتب مارکسيستي يا سرمايه داري پناه ببرد با ظهور خود زنگ خطري را براي مکتب هاي مادي به صدا در آورده بود.

در اين بين يقينا يکي از مهم ترين عناصر بقا و دوام و حرکت روبه جلو نظام جمهوري اسلامي در اين 32 سال عنصري به نام رهبري و ولايت فقيه بوده که همواره در همه حال به عنوان تکيه گاه و معيار شناخت مردم عمل کرده است .
 
از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي امام خميني توانستند با رهبري عالمانه خود در طول حوادث و فتنه هاي بعد از پيروزي انقلاب و همچنين دفاع مقدس بخوبي عاملي براي وحدت ميان مردم و مسئولان نظام و توانستند انسجام را بين نيروهاي انقلاب برقرار کنند.

بعد از ارتحال جان سوز امام خميني در خرداد 68 امام خامنه اي از سوي مجلس خبرگان به عنوان رهبر انقلاب اسلامي شناخته شد و بار سنگين و حساس هدايت کشتي نظام به ايشان سپرده شد.

آيت الله خامنه اي کسي بود که از شروع مبارزات انقلابي از سال 42 همواره در خط مقدم مبارزات عليه طاغوت و نظام وابسته سلطنتي قرار داشت و بارها و بارها دستگير شده و به زندان رفت و در دوران بعد از انقلاب نيز هم با راي مردمي به عنوان رياست جمهوري انتخاب شد تا مورد تاييد مردم باشد و هم بواسطه اعتماد و اعتقاد امام خميني به ايشان؛ مناصب حساسي را در شوراي عالي دفاع و فرماندهي دفاع مقدس بر عهده داشتند و به همين جهت از تمامي جهات بهترين انتخاب بودند.

حضرت آيت الله خامنه اي از زمان سکانداري کشتي نظام و انتخاب به عنوان رهبري توانسته اند به مانند آن پير سفر کرده بخوبي نظام اسلامي را هدايت کرده و آن را از گزند حوادث ؛فتنه ها و اختلافات دور نگه دارند که نگاهي بر موارد زير نشان مي دهد که در زمان 22سال رهبري مقتدرانه ايشان ؛چه حجم عظيمي از توطئه و نقشه ها از سوي دشمنان نظام ترتيب داده شده بود که با درايت و مديريت بالاي رهبري فقط و فقط موجبات بي آبرويي بيشتر استکبار و مزدوران داخلي آنها فراهم آمده است .

شبيخون فرهنگي

ناتوي فرهنگي يا همان شبيخون فرهنگي اولين دسيسه غرب پس از روي کار آمدن آيت الله خامنه اي بود شبيخوني که در آن بطور حساب شده باورها ,ارزش ها ؛هنجارها و اعتقادات مردم نظام اسلامي مورد هدف قرار گرفته بود که با غفلت بعضي مسئولان کشور در اويل دهه 70 توانستند در جامعه ايران ؛پيشروي هايي نيز داشته باشند که با تيزهوشي مقام معظم رهبري و تاکيد مداوم ايشان در آن سالها بر لزوم هوشياري مسئولان اين هجوم فرهنگي نهايتا در تيرماه 84 که مردم با راي خود بازگشت به آرمان هاي امام و انقلاب را فرياد زدند ناکام ماند که البته حاصل روشنگري هاي آيت الله خامنه اي بود.

قتل هاي زنجيره اي

در اوج حضور تفکر اصلاح طلبي در کشور که دو قوه از 3 قوه نظام را در اختيار داشتند بجاي تلاش براي خدمت به مردم کشور و استفاده بهينه از فرصتي که براي حضور در راس سيستم اجرايي کشور داشتند با برنامه ريزي هاي تئوريستين ها و سران اين جريان مانند سعيد حجاريان ؛عباس عبدي علوي تبار قرار بود با تحت فشار گذاشتن رهبري و تخريب ايشان به اهداف خاص سياسي خود برسند و در اين بين وزارت اطلاعات يکي از نهادهايي بود که در سر راه پروژه فتح سنگر به سنگر آنها قرار گرفت و تلاش کردن با ترتيب دادن قتل هايي مشکوک و متهم کردن نهادهاي انقلابي چون سپاه و بسيج بتوانند مشروعيت رهبري را نزد مردم مسلمان ايران خدشه دار کنند و که با ورود مقتدرانه رهبري به ماجرا و دستور جهت برخورد قاطع با عاملان اين حادثه اين فتنه پيچيده ناکام ماند

کوي دانشگاه تهران

هر کس که کوچکترين آشنايي با مسائل سياسي داشته باشد مطمئنا حادثه تلخ کوي دانشگاه تهران در تيرماه 78 را بخوبي مي شناسد .اين حادثه نيز يکي از طراحي هاي گسترده دشمن جهت لطمه به مشروعيت و حيثيت نظام اسلامي بود و آغاز ماجرا زماني بود که کسي چون موسوي خوئيني ها نامه محرمانه وزارت اطلاعات را درروزنامه سلام که آن روزها ارگان اصلي مجمع روحانيون مبارز محسوب مي شد به چاپ برساند و بعد ها نيز در دادگاه بدون آنکه اعلام کند که چگونه و از چه طريق به مفاد اين نامه دسترسي پيدا کرده است اعلام کرد که از محرمانه بودن آن خبر نداشته است !و بعد از شکايت رسمي وزارت اطلاعات از اين روزنامه که موجب بسته شدن آن شد تجمع دانشجويان در داخل کوي دانشگاه توسط کساني چون احمد باطبي و علي افشاري به خشونت کشيده شد و مسائلي را براي نظام بوجود آوردند که دل هر مسلمان را به درد مي آورد در اين حادثه نيز مقام معظم رهبري ضمن اعلام برخورد با افراطيون اعلام کردند که دست هاي خارجي پشت اين حوادث قرار دارد و در پي روشنگري هاي ايشان مردم با حضور حماسي خود در تجمع 23 تير 78 و حمايت از رهبري بار ديگر نقشه هاي بدخواهان نظام را نقش بر آب کردند

قانون مطبوعات و لايحه افزايش اختيارات رئيس جمهوري

در زماني که جريان دوم خرداد بخوبي ناتواني و ناکار آمدي خود را در خدمت به مردم و نظام اسلامي مشاهده کرد و بي اعتبار بودن نسخه هاي غربي و وارداتي آنها براي مشکلات کشور بر همگان روشن شده بود با غوغا سالاري اعلام کردند که اختيارات قانون اساسي براي رياست جمهوري به ايشان آزادي عمل براي احراي برنامه هاي خود را اعطا نمي کند و البته هيچ گاه اعلام نکردند که چرا از اين اختيارات به قول آنها محدود نيز بجاي خدمت به مردم جهت بحران آفريني براي نظام استفاده شده و اساسا مگر از قانون اساي بي خبر بودند که پا به عرصه انتخابات گذاشتند و در زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري 76 با آگاهي از اين اختيارات چه قولهايي که به مردم نمي دادند . يکي ديگر از برنامه هاي انحرافي جريان دوم خرداد در زمان حضور در مجلس شوراي اسلامي طرح اصلاح قانون مطبوعات بود که ناقض صريح قانون اساسي بود و در صورت تصويب به عوامل و وابستگان رسانه اي آنها اجازه مي داد براحتي با قلم هايشان کشور را با بحران مواجه کند و پس از هشدارهاي اوليه رهبري و هنگامي که اين نمايندگان بر اعلام وصول اين طرح در صحن مجلس اصرار داشتند مقام معظم رهبري با استفاده از يکي از اختيارات خود بنام حکم حکومتي رسما به اين جريان مشکوک پايان دادند

انتخابات 88

در اين بين شايد يکي از پيچيده ترين و حساب شده ترين برنامه ريزي هاي انجام شده توسط دشمنان نظان براي ضربه زدن به نظام اسلامي ,انتخابات 88 بود جايي که با استفاده از ساده لوحي و نا آگاهي بعضي از مسئولان ارشد سابق نظام توانستند شيريني حماسه مشارکت 85 درصدي مردم که طومار دموکراسي هاي جعلي غربي را در هم بپيچد به کام مردم تلخ کند و از روز 22 خرداد تا عاشورا و تاسوعاي حسيني که اوج اهانت و گشتاخي آنها بود بيشترين توهين ها و اهانت ها به رهبري نظام ,رياست جمهور و نظام اسلامي صورت بگيرد و حوادث تلخي چون کوي دانشگاه تهران و کهريزک رخ دهد که با دستور قاطعانه رهبري جهت برخورد با عاملان آن که انجام هم شد اين فتنه عظيم نيز از بين رفت که روشنگري هاي مداوم رهبري و دعوت مداوم به بصيرت از سوي ايشان قطعا نقش کليدي را داشت .

مرگ آيت الله منتظري

آيت الله منتظري از جمله کساني بود که در زمان انقلاب با امام ورهبري همراه بود اما پس از آن و با برنامه ريزي هاي که از سوي دشمن صورت گرفت و با توجه ساده و زود باور بودن ايشان ؛راه خود را از انقلاب و نظام جدا کردند .

 مرگ ايشان نيز در سال 88 و اتفاقات و توهين هاي بي شرمانه محدود هواداران ايشان و هتک حرمت هاي صورت گرفته در حرم حضرت معصومه (س)هيچ گاه از يادها پاک نخواهد شد که البته باز هم رهير معظم انقلاب اسلامي با صدور پيام تسليت اوج تدبير و آينده نگري خود را نشان دادند و و با مديريت خود اين تهديد عليه نظام را به فرصت تبديل کردند.

حوادث بالا که تنها بصورت گذرا و بسيار فشرده شده به آنها توجه شد هر کدام پشت خود برنامه ريزي عظيمي را داشتند که هر کدام از آنها براي ساقط کردن و بي اعتبار کردن هر نوع سيستم حکومتي کافي بود اما نظام جمهوري اسلامي با تکيه بر اعتماد و اعتباري که نزد مردم مسلمان دارد و همچنين دارا بودن رهبري چون آيت الله خامنه اي توانست اين حوادث را با صلابت پشت سربگذارد.


+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 8:25 توسط سید |