تبليغاتX
دل نوشته
آجرک الله فی هذه المصیبات یا صاحب الزمان

سلام بر سید غریب و مظلوم دلمان مهدی فاطمه آن یگانه عزا داره ,خون خواه اربابمان حسین بن علی علیه السلام

مهدی جان خوب میدانم که حسین را منتظرانش کشتند سیدنا معرفتی عنایت کن تا بدونه هیچ امتحانی به شما برسم یا مهدی جان 

آنان که حسین را بهتر شناخته اند از مردانگی اش می گویند، اکثرا از مظلومیتش که نمی دانم چرا درکش نمی کنم و من می خواهم از تنهایــیش !بگویم

...
و حــســـین
میان همه اینهــمه
که نامش را فریاد می کنند
میان اشکهایی
که به یادش می ریزند
پشت همه داربست های بلند
پشت همه پرچم های سیـــاه و سبــز و ســرخ
!در میان ایــــنهمه هیـــــــــچ
!گم شده است و تنهاست
!!!دشمنانش
آشکــــــــــارا
! توان مبارزه با او را ندارند
و تنها سلاح حقیرشـــان
زبان یاوه گویـــشان است
مثل ماهــی
دهانشان باز و بســـته می شود
و اصواتـــی نا مفهوم و پوچ
از آنها خارج مــی شود
و یارانـــــــــش؟
کجـــــــــــــــــــــایند؟؟
...
آری حســـین
بیشتر از مردانگـــی اش
سرشار تر از عزتــــــش
بزرگــــتر از نامش
تنـــهــــاســت
اینگونه است
و جز این نیست
که هنــــوز
حـــســــیــــــن
مــی خوانـــــمش

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 15:48 توسط سید |

مردم پس از خواندن خبر فوت کردان زیر لب با تعجب و گاهی به طعنه می پرسیدند, چه طور شد که حالا مرد؟ اوکه سالم بود! 

اینکه فشارهای روحی در سال  گذشته سبب شدت گرفتن ببیماری کردان بوده است,  مردم عادی را که شاهد تراژدی کردان در مجلس بودند را نیز متاثر کرد.

پیش تر  که موفق به گفت و گویی دو روزه با او شده بودیم, نه گله ای داشت و نه اندوهی. تنها در تعجب بود از دوستان سال های نه چندان دورش مثل  آقای لاریجانی  که  سال ها برایش و بجایش  صدا و سیما را مدیریت کرده بود, لاریجانی ای که خود تایید کننده  توانایی مدیریت کردان  برای  وزارت کشور نزد رهبر انقلاب بوده است و به یک باره می شود صحنه گردان نمایشنامه مرگ کردان که تنها کمی قبل از فوت همیشگی کردان اجرا شد, زمان گرفتن رای اعتماد در مجلس به او گفته بود باید محکم باایستی و ما هم می ایستیم [...]   

از عبدالله جاسبی گفت که روز اسیضاح با او تماس گرفته و خواهش می کند حالا  که می رود تا  آب رویش را بریزند, مواظب باشد تا  مبادا چیزی  هویدا کند که آب رویی از او برود. می گفت با هم رفیق بوده اند و جاسبی وقتی فهمیده در انتخابات ریاست جمهوری او به توکلی رای داده بسیار ناراحت شده است [...]

توکلی هم برایش سنگ تمام گذاشت در مجلس. می گفت تا چند سال قبل آقای توکلی هر کاری شروع می کرد من رو دعوت می کرد. همین روزنامه فردا را که راه انداخته بود یکی از کسانی که برای شورای سیاست گذاری دعوت کرده بود، من بودم و تا زمانی که روزنامه را درمی آورد من می رفتم آن جا و نظر می دادم که روزنامه چگونه در بیاید و چگونه در نیاید و چگونه عمل بشود. نمی دانست توکلی وزیر کار دیپلم دولت آقای رفسنجانی به خاطر  اجازه نگرفتن از  او برای تصدی وزارت, به گفته اش که آب روی او را خواهد ریخت عمل میکند[...]

در تعجب بود از آقای فاکر  که از زمان منبرهای دوران مبارزه اش در ساری تا پس از پیروزی انقلاب او را می شناخته و حتی در بسیاری از پرونده ها به نحوی با او مشورت می کرده و نظر های او را اعمال می کرده و یک باره وی را آماج تهمت ها قرار داد, کردان رفت جایی که با آقای فاکر برای گرفتن حق اش وعده کرده بود[...]

روزهای آخر, هیچ یک از دوستان کردان او را نمی شناختند [...]
روحش شاد و یادش همیشه زنده
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 15:14 توسط سید |