
اما شاهد هستیم که بعضی از اقایان کاندیداها اصلا نمیدانند برای چه امده اند و برای چه حرکت بزرگی کاندید شده اند
هر کاندیدایی اصولگرا و اصلاح طلب واقعی نیست وظیفه ماست اخلاق انتخاباتی را رعایت کنیم
بسمه تعالی
گویا در زمان انتخابات دهم ریاست جمهوری بیش از چهل و شش میلیون نفرواجد شرایط آرا از مکتب ها ی گوناگون در سر نوشت جمعیت بیش از هفتاد میلیونی مردم ایران در دهه چهارم دخیل هستند و با معیارهای انتخاب اصلح و گزینش درست که بعنوان یک تکلیف شرعی و یک تکلیف ملی است کشور را یک گام یا بهتر بگویم چند گام رو به جلو ببرند اما شاهد هستیم که بعضی از اقایان کاندیداها اصلا نمیدانند برای چه امده اند و برای چه حرکت بزرگی کاندید شده اند و با لجن پراکنی میخواهند چیزی که مشهود و نمایان هست رابا تفکری بسته به تاریخ و نا دیده به مردم شریف ایران نمایش دهند
در اینجا به صراحت عرض میکنم .واقعا اولین اقدامی که باید صورت بگیرد توسط رسانه ها ی دیداری ومجازی و شنیداری و مکتوب خصوصا دستگاه موثر و تاثیر گذار(صدا و سیما) است و این دستگاه و باقی اصحاب رسانه ها باید اولین بحث و ملاک خودشان را حفظ آبروی مذهب مقدس شیعه و ایران عزیز بدانند و او امر کار خودشان را فرمایش مقام معظم رهبری (حفظه الله ) قرار دهند که حقیقت را به معنی حقیقی به عرض ملت شریف ایران برسانند
اماباز هم میگویم و خواهیم گفت :اولین کاری که باید رسانه ها انجام بدهند اینست که خودشان را از هرگونه وابستگی های پیرامون به معنای اینکه موجب بر هم زدن وحدت بشود رهائی دهند که حقیقت در دل جامعه پاک ما نمایان هست و تا انتخابات دهم یک یا حسین باقیست
لذا در کشور ما بهر حال حقیقت این است که جریانات مختلف سیاسی را شاهد هستیم
و داریم گروه های سیاسی را داریم فعالان سیاسی را. داریم حتی بصورت فردی و همانگونه که میدانیم اقوام مختلف.قبایل مختلف .مکتب های مختلف را .حزب رسانه ها اگر بتوانند مجموعه تلاش حقیقت گوی را به سمت تیکه آنچه هم اکنون در روند انتخابات ریاست جمهوری مهم است را نمایان ومشهود به طرفداران خود برساندحجت را تمام و کمال کرده اند
مااصحاب رسانه هاباید ریاست جمهورمومن . فعال .پویا.وجوان وپر تلاش.و کارشناس.و مدیر از دل این انتخابات بیرون بیاوریم .
در اینجا جسارتا عرض میکنم که این موضوع حتی پیش از منافع حزبی و گروهی اهمیت دارد چون اگر بر آیند انتخابات ریاست جمهوری فعال باشد که واقعا فضایل ملت باشد عصاره ملت باشد منافع همه گروه ها ونحله ها ی فکری در آنجا تامین خواهد شدوالا غیر
مردم ما بدلیل اینکه نظام یک نظام مردمی است واقعا قدرت را بصورت طبیعی در دست دارند و این یکی از ویژگی هاست و همین یک ویژگی برای کشور ما کفایت میکند که هیچ مقطی وزیر کشور یا وزارت کشور نتوانسته قدرت رابه نفع جریان حاکم به خودش رقم بزند همیشه این یک حقیقت در ملت ما بوده است و همین امتیاز بزرگترین موفقیت است درجریانات مردمی سالاری .این سخنم با آن دست از افرادی هست که به مجادله بر میخیزند
ولی افسوس و صد افسوس که آنجا مشکل ایجاد میشود که در حوزه ها ی گوناگون بعضی از سیاسیون و برخی از دانشمندان برخی از متعصبین.تعصب بخرج میدهند نکاتی را موضوعاتی را مطرح میکنند که مغایروحدت و اتحاد نیست
به حال اخلاق انتخاباتی را رعایت باید کرد چونکه اینروزها صد دقت در بعضی شعار ها و گفتمان ها مثقالی شده .که باز هم مردم به بحمدالله دارای انصاف هستند و از یک شعور بسیار بالائی برخورداند مردم همواره سیاسیون را غافلگیر کردند .و تحلیلگران معمولی را انصافا همیشه غافلگیر کردند
و به همین دلیل دارای تحلیلند و دارای درکند و دارای تشخیص اگر رسانها وظیفه ذاتی خودشان را که اطلاع رسانی و آگاهی بخشی است را عمل کنند
و من الله التوفیق
فرزند ملت شریف ایران
میر اسماعیلی
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:12  توسط سید
|
ایام شهادت مظلومانه بی بی دو عالم صدیقه طاهر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را خدمت تمام دوستان عزیز و بازدید کنندگان محترم وب سید تسلیت عرض میکنم

چگونه باید نگاشت از او که هیچ قلمی و هیچ فکر توان درک او را ندارد چگونه باید دانست مقام بلند و نورانی اوراهر چه در عمق تاریخ اسلام جلو و پیش برویم مهد وجودی و عصمتی او را بخواهیم درک کنیم بیشتر متحیر میکردیم و کلام و تفکر برای بانوی بانوان بسیار است فاطمه (سلام الله علیها) بانويي است كه گرچه براي بروز و تجلي فرصت چنداني نيافت، اما در همان 18سالي كه از اين زندگي دنيايي بهره گرفت، لقب « سيده نساء اهل الجنه» سرور زنان اهل بهشت را يافت و اين نشان ژرفاي معنا و عمق معنويتي است كه در وجود اين برترين بانوي تاريخ نهفته است.
پرسش اصلي اين جستار نيز بر سر همين مفهوم شكل يافته است؛ اندكي فرصت و كمبهره بودن از حيات ظاهري و در عينحال پربار بودن و رسيدن به مقامي كه پيش و پس از او احدي بدان نايل نيامده است. چگونه دخت 18 ساله محمد (ص) اينگونه درخشيد.
بانويي كه پدري پيامبر داشت و شويي امام و خليفه مسلمانان، حضرت مولا علی علیه السلام چگونه توانست خود را از سايه سنگين ايشان رهايي دهد، آن هم در عصري كه اصولاً نگاه مثبتي به زن و فعاليتهايش وجود نداشته است؟ هر چند بايد بر اين امر پاي بفشاريم كه تعاليم اسلام و آموزههاي پيامبر در زمينه سازي و تجلي شخصيت اجتماعي زن بسيار اثر نهاده است، منتها انتظار اينكه اين فعاليتها گشايشهاي آني در پي خود داشتهاند نيز اندكي بيجا بهنظر ميآيد. نگاهي مختصر و فهرستگونه به حيات فاطمه زهرا (س) ميتواند اندكي زواياي زندگي ايشان را بكاود.
اما برای آرامش دلها حضرت امام حسن عسکری .علیه السلام فرمودند:
ما حجت خدا بر خلق هستیم و مادرم فاطمه حجت خدا بر ماست
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:44  توسط سید
|
سلام خدمت دوستان گرامی و عزیز .
چند از دوستان مهربان و عزیز گفته بودند چرا دیر آپ میکنم .فقط میتوانم بگویم شرمنده ولی انشالله ..
در زندگی ما انسانها عشق به چند بخش یا بهتر بگم چند چیز تعبیر میشه .اما زمانی که به معنای حقیقی عشق میرسیم میبینیم که عشق آن چیزی که من و ما فکر میکردیم نبوده

در جزيره اي زيبا تمام حواس، زندگي مي کردند: شادي، غم، غرور، عشق و ... روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او عاشق جزيره بود.
وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت، عشق از ثروت که با قايقي باشکوه جزيره راترک مي کرد کمک خواست و به او گفت: «آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟» ثروت گفت: «نه، من مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگر جايي براي تو وجود ندارد.» پس عشق از غرور که با يک کرجي زيبا راهي مکان امني بود، کمک خواست. غرور گفت: «نه، نمي توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خيس و کثيف شده و قايق زيباي مرا کثيف خواهي کرد.» غم در نزديکي عشق بود. پس عشق به اوگفت: «اجازه بده تا من باتو بيايم.» غم با صداي حزن آلود گفت: «آه، عشق، من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تا تنها باشم.» عشق اين بار سراغ شادي رفت و او را صدازد. اما او آن قدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را هم نشنيد.
آب هر لحظه بالا و بالاتر مي آمد و عشق ديگر نااميد شده بود که ناگهان صدايي سالخورده گفت: «بيا عشق، من تو را خواهم برد.» عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتي فراموش کرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع خود را داخل قايق انداخت و جزيره را ترک کرد. وقتي به خشکي رسيدند، پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسي که جانش را نجات داده بود،چقدر بر گردنش حق دارد.
عشق نزد علم که مشغول حل مساله اي روي شن هاي ساحل بود، رفت و از او پرسيد: «آن پيرمرد که بود؟» علم پاسخ داد: «زمان» عشق با تعجب گفت:« زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟
علم لبخندي خردمندانه زد و گفت: زيرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 2:7  توسط سید
|